الشيخ رسول جعفريان
985
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
مذهب بحث مىكردند و از جواب خليفه هوانس عاجز ماندند ، به ناسزا گفتن پرداختند كه خليفه هوانس براى لال كردن آنها دعايى خواند كه بلافاصله لال شدند كه از اين منظره ترس در دل پادشاه و وزيران افتاد ! و از خيال برگرداندن ارمنيان از دين خودشان منصرف شدند . وى انجيل متى ، مرقوس ، توما و يوحنا را به فارسى ترجمه كرد . « 1 » همان مؤلف با اشاره به نفوذ روحانيون در شاه سلطان حسين مىنويسد : « ملايان به جاى آن كه در ادارهء ملك و ملت از طريق شور و صلاح خود ياور شاه باشند ، از او غلام دين و مذهب ساختند . . . بنا بر تكرار مدام ملّايان ، شاه تصميم گرفت ارمنيان و پيروان اديان ديگر را كه در قلمرو حكومت او مىزيستند ، به دين اسلام درآورد . او به ميل باطنى خود در مورد زردشتيان ايران كه آنها را گبر مىناميدند ، به آسانى تحقق بخشيد . از پيروان اين مذهب دويست خانوار در جنوب جلفا ساكن بودند كه محلهشان گبرآباد نام داشت و آنها همگى ، بخشى از ترس و گروهى با تشويق و وعده و وعيد به دين محمدى درآمدند و از آن هنگام آن محله را حسينآباد خواندند « 2 » و نسلهاى بعدى آنها بيشتر از خود مسلمانان به مذهب نو پايبند شدند . » وى با تكرار آنچه كه در بالا دربارهء برخورد هوانس با شاه و علما آورديم ، دربارهء ديگر اقدامات شاه سلطان حسين نسبت به ارمنيان مىنويسد : « شاه بنا بر صوابديد ملايان ، براى خوار و خفيف كردن ارمنيان به جهت نامسلمانى ، خندقى كند و فرمانى صادر كرد كه ارمنيان ، چاك گريبان خود را بايد از پشت ببندند ، بر شانههاشان كهنه گليم اندازند و كلاه تكه پاره بر سر گذارند تا از مسلمانان متمايز شوند . سواره به بازار نروند . در ايام بارانى به بازار و دكان وارد نشوند تا مبادا خيسى لباسشان مسلمانان را نجس كند . فرمانى ديگر براى پست كردن آنها داد كه تابوت معدومان را ، ارمنيان بايد حمل كنند و قدغن كرد كه وجه دانهء مرغان دربار را ايشان بپردازند و هم فرمان او سر هر ماه جارچى جار مىزد كه شاه در مورد ارمنيانى كه مسلمان شوند ، احسان و هر خواستهء آنها را اجابت خواهد كرد . با اين دو دامى كه بر ارمنيان نهادند ، گرچه تمام يا بخشى از ايشان را نفريفت ، اما بعضى از سست دينان فريفته از وعده و وعيد ايشان ، دين خود را رها كردند . در اوايل قرن هفدهم شمار از دين برگشتگان در جلفا بسيار بود . » « 3 » وى به دنبال اين بحث ، به معرفى شمارى از مسلمانشدههاى ارامنه پرداخته و دشوارىهاى آن را برشمرده است كه البته به
--> ( 1 ) . همان ، ص 487 ( 2 ) . وحيد قزوينى در گزارشى كه دربارهء گبرآباد آن هم از زمان شاه عباس دوم آورده ، نوشته است كه نام اين محل ، به سعادتآباد تبديل شد . ( عباسنامه ، ص 270 ) طبعا در اين باره ، مىبايست تحقيق بيشترى صورت پذيرد . ( 3 ) . همان ، صص 147 - 149