الشيخ رسول جعفريان
986
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
بحث ما مربوط نمىشود . به هر روى شاه سلطان حسين نيز به هر دليل و از جمله روحيات طلبگى ، علاقهمند به مباحث مذهبى ميان اديان بوده و خود شخصا خواستار آن بوده تا نمايندگان مسلمانان و مسيحيان به بحث بپردازند . يكى از شواهد اين مطلب ترجمهء انجيل از محمد باقر خاتونآبادى است . اهميت آن بيشتر ازآنرو است كه مؤلف از اعاظم علماى عهد صفوى بوده و بىترديد به عنوان يكى از بزرگترين آنان شناخته مىشده است . او نخستين كسى است كه عنوان « ملاباشى » و « رئيس العلماء » را به دست آورده است ، و اين خود ، با وجود عالمان فراوانى كه در اين عهد بودهاند ، اهميت ويژهاى دارد . نفس توجه او به ترجمهء اناجيل ، اولا نشانگر توجه خاص عالمان اين دوره به اين گونه مباحث بوده و ثانيا داغ بودن اين بحثها را در اين عهد نمايان مىسازد ، در اين باره به چند نفر مىتوان اشاره كرد . يكى از نمونههاى مهم در ادبيات ضد مسيحى دورهء شاه سلطان حسين ، ماجراى مسلمان شدن پدر آنتونيو دوژزو ، كشيش پرتغالى است كه افزون بر مسلمان شدن ، چند كتاب در رد بر مسيحيت تأليف كرد . ما شرح حال وى را در مقالى مستقل ، در ادامهء همين مقاله آوردهايم . سيد محمد باقر خاتونآبادى مترجم اناجيل اربعه خاندان خاتونآبادى از خاندانهاى شناختهشدهء نيمهء دوم حكومت صفويان است . اين خاندان در اصل از روستاى « خاتونآباد » واقع در هفت كيلومترى شهر اصفهان در آغاز مسير يزد برخاسته كه هنوز نيز به صورت روستايى در حاشيه شهر قرار دارد . عالمان اين خاندان كه از سادات هستند ، عمدتا از چهرههاى برجستهء زمان خويش بوده و اعقاب آنان براى سالهاى متمادى و تا اواخر روزگار قاجار ، مشاغل دينى - سياسى مهمى را عهدهدار بودهاند . « 1 » يكى از عالمان ممتاز و بنام اين خاندان در اواخر عصر صفوى ، مترجم اناجيل اربعه است . پدر او مير اسماعيل خاتونآبادى است كه در روز چهارشنبه چهارم ربيع الثانى سال 1116 در هشتاد و پنج سالگى درگذشت و « آثار خير از سيد فاضل بسيار ماند . از جمله مدرسهء مشهور به مدرسهء اسماعيليه ، و حمّامى در خاتونآباد و باغات كه در خاتونآباد ساخته و وقف نموده » . « 2 » وى آثار چندى نيز تأليف كرده كه فهرست آنها به ضميمهء شرح
--> ( 1 ) . نك : آقابزرگ ، الكواكب ، ذيل عنوان : خاتونآبادى . ( 2 ) . خاتونآبادى ، وقائع السنين و الاعوام ، صص 555 - 556 . فرصتى پيش آمد كه در تابستان سال 1373 به ديدن اين روستا بروم . با كمال تعجب مشاهده كردم كه تقريبا هيچ اثرى از آثار كهن در آن ديده