الشيخ رسول جعفريان

984

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

اهتمام از شما التماس مىكنيم كه به هيچ وجه مگذاريد كسى از ايمان‌آورندگان به حضرت عيسى كه پيش ايشان جهت ايمان مىروند ، كسان شما مانع گشته ، زحمت رسانند ، بلكه به تهديد تمام بفرماييد كه كسى را كه مانع ايشان شود سياست عظيم نمايند » . براى نامهء مزبور دو جوابيه نوشته شده كه معلوم نيست كدام يك ارسال شده است . در نامهء نخست آنچه قابل توجه است اين كه با اشاره به آنكه شاه ايران « به ترويج ملت بيضاء و شريعت غرّاى نبوى » مشغول است يادآور شده است كه « بر هر صاحب هوشى واجب است كه بدون عصبيت و جاهليت ، منصفانه به نور عرفان و ضياء ايقان به دليل و برهان تحصيل مذهب حق كردگار زمان نمايد ، هيچ‌وقت هيچ‌يك از كفار از دين مهجور را به اين دين مبين و عقايد گزين مجبور نفرموده‌ايم ، سيّما جماعت قسّيسان و رهبانان كه به سفارشات و ترقب رعايت آن قدوهء سلاطين مسيحيه و قاطبهء فرمانفرمايان عيسويه همواره ، مشمول عوارف خسروانه بوده و مىباشند » . در پاسخ دوم ، نكات جالب‌ترى آمده ، در اين جوابيه با اشاره به آنچه قرآن دربارهء روحيهء مودّت‌آميز مسيحيان در قياس با دشمنى يهوديان و مشركان فرموده و اينكه مسيحيان فروتن و متواضعند مىگويد : « شاهد بر صدق مضمون مزبور اين كه همواره كم‌سال و ماهى است كه جمعى كثير از آن گروه نرمخوى سعادت‌جوى به شرف اسلام مشرف نشوند و به ساحل نجات نرسند » در ادامه به نكته‌اى اشاره شده است كه مربوط به رواج تبليغات مسلمانان در ميان مسيحيان و گرويدن آن‌ها به اسلام مىباشد : « و اما امر هدايت و ارشادى كه به زبانزد خامه اظهار نموده بودند اگر غرض هدايت و ارشاد جهّال و عوام فرقهء نصارا است ، ظاهر است كه ممانعت در آن باب وجهى ندارد . » « 1 » البته شاه در فرمان ديگرى اعلام كرد كه كسى مزاحم عيسويان نشود « مشروط بر آن كه مرتكب امرى كه خلاف مذهب و طريقهء اثناعشرى باشد ، نگردند » . « 2 » نكته‌اى كه دربارهء شاه سلطان حسين اهميت دارد ، آن است كه وى به مسلمان كردن مسيحيان و زردشتيان سخت علاقمند بوده و از اين جهت ، روش او مقبول ارامنه نبوده است . درهوهانيان پس از شرحى از فعاليت هوانس معروف به نورجهان مىنويسد : پس از مرگ شاه سليمان ، جانشين او شاه سلطان حسين در نظر داشت تمام اتباع غير مسلمان ايران را به مذهب اسلام درآورد . همان‌طوركه زردشتيان همسايهء جلفا را به دين محمدى درآورد ؛ اما تا خواست همان حكم را در مورد ارمنيان به كار بندد ، اين خليفه هوانس حريف شد و با كلام روشنگرانه به تبليغ مسيحيت در برابر شاه سلطان حسين ايستاد و باعث شد تا شاه را از خيال خود منصرف كند . روايتى هست كه چون ملايان بزرگ دربارهء

--> ( 1 ) . نوايى ، اسناد و مكاتبات سياسى ايران از سال 1105 تا 1135 ، صص 67 - 73 ( 2 ) . همان ، صص 100 - 103