الشيخ رسول جعفريان
983
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
نيز حضور داشتهاند . تفرشى مىگويد : وى با حجتهاى قوى در برابر دعاوى گبرائيل ايستاده تا جايى كه گبرائيل به لجاج و مراء افتاده است . تفرشى مصمم شده است تا ادلهء خود را در نوشتارى تنظيم كند ، چيزى كه حاصل آن همين نصرة الحق شده است . عمده مباحث كتاب دربارهء تثليث است كه بيشتر ، از ديد فلسفى به نقد آن پرداخته شده است . فصلى هم به موارد استعمال آب بر خداوند در كتابهاى آسمانى اختصاص داده شده و اين كه پدرى خداوند اختصاص به عيسى عليه السلام ندارد . تفرشى در كتاب خود از كتاب مجموعه ، از ماكاريوس حلبى و رسالهء شخصى با نام « عبد اللّه انطاكى » ياد و مطالبى نقل كرده است . همان گونه كه اشاره شد ، اثر مزبور به عربى تأليف شده ، اما گويا پس از آنكه شاه سليمان آن را ديده است ، از وى خواسته تا آن را به فارسى درآورد . متن فارسىشدهء كتاب همان نسخهء موجود در كتابخانهء رضوى مىباشد « 1 » . شاردن دربارهء وضع مبلغان مسيحى در اصفهان دورهء شاه سليمان گزارش كوتاهى داده و يادآور شده است كه از ميان هشتاد تن كشيش در اصفهان ، تنها سه يا چهار نفرشان مىتوانستند با دانشمندان ايران بحث و گفتگو كنند ، و آنان نيز صادقانه اعتراف كردند كه از مباحثه با ايرانيان طرفى نبستهاند . وى همچنين به حيلههاى آنان براى نفوذ در ميان جوامع مسلمان ياد كرده مىنويسد : آنها به خاطر خشنودى خدا و جلب نظر مردم به درمان كردن بيماران و تيمار داشتن محرومان مىپردازند . « 2 » ادبيات ضد مسيحى در دورهء شاه سلطان حسين بايد توجه داشت كه مباحث مربوط به مسيحيت در اين دوره ، در شهر اصفهان رايج بوده است . دليل عمدهء آن ، همانند دورهء قبل ، حضور گستردهء پادريان فرنگى در اين شهر است كه نه تنها به عنوان سفير يا همراه سفرا به ايران مىآمدند ، بلكه براى اداره كردن كليساهايى كه تا اين زمان در اصفهان ساخته شده بود ، در اين شهر بسر مىبردند . از ديگر اهداف آنها آشنايى با اقليتهاى مسيحى ايران از قبيل ارامنه و آشوريان و احتمالا جذب آنها به مرام كاتوليك و جز آن بوده است . اين افراد مورد حمايت شاهان اروپايى و مقامات كليساى كاتوليك بوده و مكرر نامههايى در حمايت از آنها به دست شاهان ايرانى مىرسيده است . از جمله پاپ اينوسان دوازدهم ضمن نامهاى به شاه سلطان حسين نوشت اجازه دهد تا پادريان : « به قدرت شما تكيه كرده به خوشحالى زياد به كار خود مشغول شوند و اين را به
--> ( 1 ) . آقاى حايرى بر اساس نسخه مزبور گزارشى از اين كتاب داده ؛ اما طبق معمول هيچ اشارهاى به نسخه و محل نگهدارى آن نكرده است . نك : حائرى ، همان ، صص 486 - 487 ( 2 ) . شاردن ، سفرنامه ، ج 4 ، صص 1481 - 1482