الشيخ رسول جعفريان

982

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

آنچه از آثار وى در ارتباط با بحث ماست ، كتاب نصرة الحق اوست . اين كتاب در ردّ بر يكى از پادريان مسيحى است كه از او با عنوان « گبرائيل افرنجى » ياد شده است . مرحوم شيخ آقابزرگ ذيل عنوان « رد بر نصارا » كتابى براى وى ياد كرده و نوشته‌اند كه نسخهء آن در كتابخانهء رضوى موجود است . حدس بنده آن است كه اين كتاب همان نصرة الحق مىباشد . « 1 » از نصرة الحق چند نسخه مىشناسيم : يكى نسخهء رضوى به شمارهء 258 ؛ ديگرى نسخهء دانشگاه به شمارهء 3282 ؛ و نسخهء ناقصى در كتابخانهء شچدرين در لنين‌گراد . « 2 » متن اين رساله در اصل به عربى بوده و مؤلف پس از آن به درخواست شاه آن را به فارسى نيز درآورده است . تفرشى در مقدمهء كتاب خود در علت تأليف اثر خويش مىگويد كه شخصى با نام گبرائيل افرنجى رساله‌اى به برخى از بزرگان دار السلطنه تبريز نگاشته و در آن براى اثبات عقايد نصارا با ادلهء عقلى و تأييد آن‌ها با ادلهء نقلى كوشش كرده است . پس از مدتى ، آن فرنگى از تبريز به تفليس رفته و از قضاى روزگار تفرشى نيز براى مدتى و گويا ، براى امور ديوانى « 3 » در شهر تفليس مقيم شده است . در آنجا گبرائيل به سراغ وى آمده و نسخه‌اى از رسالهء خود را به وى داده است . او از تفرشى خواسته تا آن را مطالعه كند و در ضمن گفته است كه حاضر به مناظره بر سر اين كتاب مىباشد . تفرشى مىگويد : بر آن مرور كردم و ديدم كه جز فريب و نادرستى چيزى در آن نيست . تفرشى تصميم گرفته است تا طى دو مجلس دربارهء نكته‌اى كه وى اساس بحث خود قرار داده به مناظره برخيزد . اين مسئله دربارهء تعريف مفهوم ولادت ( عيسى از خداوند ) بوده است . اين دو مجلس مناظره در حضور والى كاخت يعنى شاه‌نظر خان بوده و در آن تعداد زيادى از مسلمانان و عده‌اى از كشيشان

--> و آمده است كه وى از اينكه مشهور شود پرهيز داشته و به همين دليل قدرش مجهول مانده . نك : آقابزرگ ، الكواكب ، ص 405 ( 1 ) . آقابزرگ نوشته‌اند كه رد بر نصارا با مصقل صفا در يك مجموعه است . در فهرست الفبائى نسخه‌هاى خطى كتابخانهء رضوى از مصقل صفا دو نسخه به شماره 256 و 257 شناسانده شده است ( ص 526 ) . در حالى كه از نصرة الحق يك نسخه به شماره 258 معرفى شده ( 583 ) ؛ با مقايسه مىتوان گفت كه احتمالا با يك شماره اشتباه ، نصرة الحق همان ردّ بر نصارا است . در عين حال بايد با مقايسهء نسخه‌ها مسئله را روشن كرد . نك : آقابزرگ ، ذريعه ، ج 10 ، ص 232 ؛ آقابزرگ ، الكواكب ، ص 405 . ( 2 ) . دانش‌پژوه ، نشريهء نسخه‌هاى خطى ، ج 8 ، ص 108 ؛ شيخ آقابزرگ نوشته است كه نسخه‌اى از آن در اختيار آية اللّه مرعشى بوده كه متأسفانه هنوز در فهرست نيامده است . ( 3 ) . اين اشاره‌اى است كه خود تفرشى در مقدمهء نصرة الحق كرده است . نصرآبادى نوشته است كه او « بنا به وفور قابليت ، و نظارت و پيشنمازى ولايت گرجستان كه به وى مفوض شده به اتفاق عاليجاه نظر خان والى كاخت روانهء آن ولايت شد و الحال در آنجاست ؛ حسن سلوكش به مرتبه‌اى است كه عاليجاه معزّى اليه از سخن و صوابديد او . . . عدول نمىنمايد . نصرآبادى ، همان ، ص 170