الشيخ رسول جعفريان
975
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
انجيل متى و مرقس و لوقا و يوحنّا و زبور و تورات ، دفع كلمات آن را نموده و نقاب خفا را از چهرهء مخدّرات حورا صفات حقايق معانى كه قدسىنژادان شهرستان قدس و نورستگان أولى المنّ انس . . . به معانى باريك آن توانند گشاد و به شهاب ثاقب برهان عقل نيز سخنان شيطانى او را مرجوم ساخت ؛ و چون از تأييدات الهى و توفيقات نامتناهى است موسوم به لوامع ربانى در رد شبه نصرانى گردانيده و باللّه التوفيق . « 1 » از اين مقدمه بدست مىآيد كه اوّلا كتابى در ردّ بر نبوّت رسول خدا صلى الله عليه و آله توسط مسيحيان نوشته شده است ؛ ثانيا در اين كتاب مؤلف خواسته است تا به شبههء تحريف انجيل پاسخ دهد ؛ ثالثا نويسندهء كتاب مزبور از فرنگيان بوده است . نگاهى به مطالبى كه سيد احمد از اين كتاب نقل كرده است ، نشان مىدهد كه صاحب رساله ، نوشتهء خود را در دو بخش تنظيم كرده بوده : بخش اول در انكار نبوت رسول خدا ( ص ) ، و بخش دوم در ردّ مطالبى كه دربارهء تحريف انجيل گفته شده است . از يكى دو اشارهء صاحب رساله نيز بدست مىآيد كه مؤلف رساله ، كتاب خود را در اصفهان نوشته است . از جمله در جايى مىگويد : « اگر در اصفهان يك ميرزاى بزرگ و بسيار دانا مىآيد و ما را خبر مىدهد كه شاه عالم پناه در اصفهان است ، پس ، يكبهيك يوزباشى از اردوى شاه مىآيد و همان خبر مىدهد ، ديگر يك مرد كدخداى ريش سفيد با يك مرد معقول درويش مىآيد و مثل ايشان مىگويد كه شاه دين پناه در اصفهان است ؛ و همه كه مىآيند همچون مىگويند . و اما بعد يك مرد هرزه كار تنها مىآيد و مىگويد كه شاه را در شيراز ديدم ، كدام كس اين چنين ديوانه باشد كه سخنان اين قدر مردمان بزرگ و معقول دانا را قبول نكند و به سخن يك آدم تنها [ و ] نامعروف بيشتر ايمان بياورد . » از اين مثال و يك مورد ديگر كه اشاره به حضور فرنگيان در اصفهان دارد چنين معلوم مىشود كه رسالهء مزبور در اين شهر نوشته شده است . صاحب رساله چند اشكال در مورد پذيرش نبوت رسول خدا صلى الله عليه و آله مطرح كرده است . تكيهء عمدهء او اين است كه مطالب قرآن با آنچه انبياى سلف گفتهاند سازگارى ندارد و همين دليل نادرستى اين مطالب است . سيد احمد در مجموع ، يك پاسخ نقضى دارد به اين معنى كه همين اشكال بين عقايد يهود و نصارا وجود دارد و آن تباين موجود ميان آموزههاى انجيل و تورات و در شكل وسيعتر ميان مسيحيان و يهوديان است . جواب حلّى او نيز اين است كه مشتركات انبيا در اصول دين است و لازم نيست كه در همهء موارد فروع دين اتفاق نظر وجود داشته باشد . صاحب رساله به دنبال اين اشكال كه مطالب قرآن
--> ( 1 ) . روضاتى ، همان ، ص 179