الشيخ رسول جعفريان

976

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

موافق با كتاب‌هاى سابق بر خود نيست ، عبارتى توهين‌آميز نيز دارد كه « پس كسى كه مرد معقول و خوانده باشد كه ايمان نياورد و الا عربان و اتراك كه مرد ناخوانده بودند و هم از كتاب‌هاى دين و هم از كتاب‌هاى تاريخ قديم خبر نداشتند » . سيد احمد نيز در يكى دو مورد از او عصبانى مىشود و او را با عنوان « ايّها النصرانى كه ديوانه‌اى و از ساحت عقل بيگانه » خطاب مىكند . سيد به تفصيل تمام با استناد به مطالب انجيل ، تورات و ادلّهء تاريخى و عقلى در اثبات نبوت حضرت ختمى مرتبت مطالبى را مطرح مىكند . « 1 » اشكال ديگر صاحب رساله ، تكرار مطالبى است كه در قرون ميانه نسبت به رسول خدا صلى الله عليه و آله مطرح بوده است . او مىنويسد : « انبياى گذشته همه تارك دنيا بوده ؛ اما محمد همچون نكرد ، اين طور عمر نگذاشت ، دنيا را ترك ننموده بود ؛ زيرا كه مال مىخواست ، بزرگى و سلطنت مىخواست ؛ به علاوه اين كه زن بسيار مىگرفت . » سيد در پاسخ به جنگ‌هاى طالوت و جالوت و موسى و فرعون اشاره مىكند و بعد نيز شرحى از سختىها و مرارت‌هايى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در راه نشر اسلام متحمل شد مىآورد . دربارهء زن گرفتن نيز به تزويجات انبيا در تورات استناد مىكند و اينكه اگر كثرت زن تشنيع است ، به سليمان نبى نيز بايد تشنيع كرد . همچنين دربارهء زن زيد بن حارثه نيز با استناد به آيات قرآنى نشان مىدهد كه مسألهء اصلى از بين بردن يك رسم ناپسند جاهلى بوده است . « 2 » بخش دوم كتاب فرنگى ، دفاع از عدم تحريف انجيل بوده است . سيد احمد با ذكر موارد تناقض بين اناجيل و نيز شرحى كوتاه از تاريخ اناجيل مىكوشد تا نشان دهد كه انجيل تحريف شده است . اين قسمت از كتاب وى نشانگر تسلط كامل وى بر اناجيل است ، كما اينكه در يكى دو مورد عباراتى را از تورات به زبان عبرى نقل و ترجمه كرده است . « 3 » تأثير اين كتاب بر محافل داخلى مىتوانسته مثبت باشد ؛ چرا كه شخصيت سيد احمد از لحاظ علمى و فلسفى در حدّ بالايى بوده است . در برخى از نسخه‌هاى كتاب ، اشعار چندى در توصيف و تمجيد كتاب آمده كه نشان توجه به اين كتاب است . احمد از برق خاطر نورانى * خاكستر كرد شبه نصرانى از عالم غيب سال تاريخ آمد * پرتو ياب لوامع ربانى

--> ( 1 ) . سيد احمد علوى در لطائف غيبيه ( صص 218 - 230 ) فصلى را به ادلهء اثبات نبوّت رسول خدا صلى الله عليه و آله با استناد به تورات و انجيل ، به دست داده است . او در اين كتاب ( ص 246 ) از دو كتاب لوامع ربانى و مصقل صفا خود ياد كرده است . ( 2 ) . او در اين باره و نيز مسئله غرانيق در لطائف غيبيه ، ص 337 مطالبى آورده است . ( 3 ) . اين مطالب با استفاده از نسخهء شمارهء 2400 كتابخانهء آية اللّه مرعشى در اينجا نقل شده است .