الشيخ رسول جعفريان
596
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
وى از قبيل منية المريدين و اسرار الصلوات كه به دقايق اسرار صوفيه از همه مشهورتر است و امثال ايشان از صوفيه اماميه - رضوان اللّه عليهم - از جهت تعصب و مخالفت طريقه [ ايشان را ] ذكر نكرده . دوم آن كه صوفيهء شيعه ، هميشه علم و عمل و ظاهر و باطن را با يكديگر جمع مىكردهاند و در زمانهاى تقيّه مردم را به رياضات و مجاهدات از اغراض باطله صاف مىكردهاند و به حليهء علم و عمل ايشان را محلّى مىكردهاند و بعد از آن دين حق ائمه اثنا عشر به ايشان القا مىفرمودهاند ، اما صوفيه كه تابع طريق اهل سنت مىباشند مردم را منع از تعلم علم مىكنند ؛ زيرا كه مىدانند با وجود علم ، كسى خلفاى ثلاثه را [ عمر را ] از حضرت امير المؤمنين صلوات و سلامه عليه بهتر نمىداند ، پس بايد جاهل باشند كه اين قسم امر باطل را قبول كنند . چنانچه حضرت شيخ صفى الدين - رضوان اللّه عليه - چندين هزار كس را به اين طريق مستقيمه به دين [ حق ] تشيع آورده و از بركات اولاد امجاد آن بزرگوار ، ادام اللّه بركاتهم العالى عالم به نور ايمان منوّر شده و علم و فضل شيخ عليه الرحمة به حدّى بود كه فضلاى آن [ عصر ] در هر امر مشكلى كه ايشان را پيش آمدى ، پناه به علم كامل او كه از اجداد ميراث داشت ، مىبردند . چنان كه از والد خود شنيدم كه از شيخ [ بهاء الدين ] محمد عاملى - عليه الرحمة - روايت مىكردند كه روزى حضرت شيخ در مسجد [ دار الارشاد ] اردبيل مشغول [ مباحثهء ] علوم دينيه بودند و جمعى ديگر از علماى آن عصر باز در آن مسجد مشغول بودند . يكى از علما در بين درس به اين حديث رسيد كه اهل سنت روايت كردهاند كه حضرت رسالت صلى الله عليه و آله در نماز سهو كرد و چون دو ركعت نماز كرد ، سلام گفت . يكى از صحابه گفت : يا رسول اللّه آيا نماز را خدا كوتاه كرده يا شما فراموش كرديد ؟ حضرت فرمود كه هيچيك نبود . پس شاگردان اعتراض كردند كه چون تواند بود كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله دروغ گويد . استاد ايشان در جواب عاجز شد . نزد عالم دگر رفتند ، او نيز [ از روى عجز ] ساكت شد . و از چند عالم ديگر پرسيدند و از هيچيك جواب شافى نشنيدند ، تا آن كه به خدمت شيخ رضوان اللّه عليه آمدند و گفتند كه آيا راوى ، اين حديث را دروغ نقل كرده يا حضرت پيغمبر دروغ گفته است . شيخ از روى ادب نخواست كه تكذيب روايت ايشان كند ، فرمود كه ، هيچيك نبوده ، و لكن چون نماز معراج مؤمن است و چون نماز به آخر مىرسد ، مؤمن به كمال حضور مىرسد و مناسب حضور آن است كه سلام بكند و براى اين ، سلام در آخر نماز مقرر شده است ، و در آن روز سير حضرت صلى الله عليه و آله و سلّم در