الشيخ رسول جعفريان

594

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

گرداند و طالب حق شود ، البته حق تعالى به مقتضاى وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ « 1 » او را به راه راست هدايت نمايد و به حمد اللّه شما را به اخبار اهل بيت رسالت و آثار ايشان آشنا گردانيده ، خود مىتواند از كلام هدايت نظام ايشان آنچه حق است ، در اين مسائل استخراج نمايد . و چون مبالغه فرموده بوديد [ كه ] در سه مسئله كه از امّهات مسائل اسلاميه است ، طريق حقّ اماميه را ، اين شكسته تحرير نمايد ، لهذا به جهت اطاعت امر و رعايت حقوق اخوّت ايمانى به ذكر آن‌ها مجملا مصدّع مىگردد و تفاصيل آن‌ها را به كتب مبسوطه [ خود ارجاع ] مىنمايد . اما مسألهء اولى ، يعنى طريقهء حكما و حقيقت بطلان آن را ، بايد دانست كه حق تعالى اگر مردم را در عقول مستقل مىدانست ، انبياء و رسل براى ايشان نمىفرستاد و همه را حواله به عقول ايشان مىنمود و چون چنين نكرده و ما را به اطاعت انبياء مأمور گردانيده ، و فرموده است : ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا « 2 » پس در زمان حضرت رسول [ ص ] در هر امرى به آن حضرت رجوع نمايد و چون آن حضرت را ارتحال [ به عالم بقا ] پيش آمد ، فرمود كه انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى و ما را حواله به كتاب خدا و اهل بيت خود نمود ؛ و فرمود كه كتاب با اهل بيت من است و معنى كتاب را ايشان مىدانند ، پس ما را رجوع به ايشان بايد كرد در جميع امور دين ، از اصول و فروع دين . و چون معصوم عليه السلام غايب شده ، فرمود كه رجوع كنيد در امور مشكله كه بر شما مشتبه شود به آثار ما و راويان احاديث ما ؛ پس در امور ، به عقل مستقل خود بودن و قرآن و احاديث متواتره را به شبهات ضعيف حكما تأويل كردن و دست از كتاب و سنت برداشتن ، عين خطاست . اما مسألهء دوم كه طريقهء مجتهدين و اخباريين را سؤال فرموده‌اند ، از جواب سؤال سابق ، جواب اين مسئله نيز قدرى ظاهر مىشود ، و مسلك حقير در اين باب ، بين بين و وسط است ؛ افراط و تفريط در جميع امور مذموم است و حقير مسلك جماعتى را كه گمانهاى بد به فقهاى اماميه مىبرند و ايشان را به قلّت تدين متهم مىكنند ، خطا مىدانم ، زيرا كه ايشان اكابر دين بوده‌اند . « 3 » مساعى ايشان را مشكور و زلّات ايشان را مغفور مىدانم و همچنين مسلك گروهى كه ايشان را پيشوا قرار مىدهند و مخالفت ايشان را در هيچ امر

--> ( 1 ) . عنكبوت ، 69 ( 2 ) . حشر ، 7 ( 3 ) . اين مىتواند اشاره به انتقادهايى باشد كه ملا محمد امين استرآبادى از علماى شيعهء حلّه از قرن هفتم هجرى به بعد كرده است .