الشيخ رسول جعفريان
583
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
المتصوفين آمده و گفته شده كه با نقل اين حديث ، جزء اول كتاب تمام مىشود . هر چند در ادامه حديث بيست و يكم نيز آمده است ؛ از مجلد دوم آن آگاهى نداريم . 7 - عبد الحى رضوى و وصف صوفيان عبد الحى فصل سيزدهم كتاب حديقة الشيعة « 1 » خود را به بيان وضعيت صوفيان در زمان خود نسبت داده است . نخستين صنف آنان ، كسانى هستند كه مىتوان عنوان راهب به آنها داد ؛ كسانى كه دنيا را به قصد عبادت ، كاملا ترك مىكنند و البته شيوهء آنان در روايات اسلامى تقبيح شده است . گروه دوم ، افراد نزديك به همان گروه نخست هستند ، جز آن كه آراى نادرستى از خود در آورده ، دوستى مشايخ صوفى را در قلب خود جاى دادهاند و از محبت ائمه عليهم السلام بريدهاند ، درست همانطوركه در روزگار ما اين گروه چنين هستند . وى مىگويد كه بيشتر صوفيهء زمان ما كلّ بر مردم هستند و رواياتى در مذمّت آنان نقل كرده است . ( برگ 80 - 81 ) وى مىنويسد كه ، صوفيان زمان ما همهء اصول و فروع و محكمات و متشابهات را به مشايخ خود ارجاع مىدهند كه واقعا جاهلند ؛ يا اين كه ادعا مىكنند كه امور هستى و مرگ و زندگى دست آنهاست . اگر كسى مسألهاى از اصول دين از آنان بپرسد ، چيزى نمىدانند ، چه رسد به فروعات . از يكى از آنها دربارهء شك ميان سه و چهار پرسيدند ، گفته بود : فتوا آن است كه نماز را از ابتدا آغاز كنيد ! آنان تسبيح با تربت كربلا و مشهد رضا را كنار گذاشته ، با دانهء خرما و چوب تسبيح درست مىكنند . وقتى از يكى از آنان در اين باره پرسيدم ، گفت : مشايخ گفتهاند كه تسبيح تربت سبب سودا مىشود . جالب آن كه اصلا عربى نمىدانند و معناى اذكارى را كه در مجلس خود مىگويند ، نمىفهمند . من بارها اذكار آنان را شنيدهام ، كم و زيادى آن بر حسب جور شدن با غنا و آوازشان است . فرد موثقى مىگفت : در ماه رمضان ، فردى از اينان را ديدم كه خرما مىخورد . گفتم : ماه رمضان است ، چرا روزه مىخورى ؟ پاسخ داد : نماز مقدم بر همهء عبادات است و ما به همان بسنده مىكنيم . روى آوردن مردم به آنان هم به خاطر كراماتى است كه از آنان سر مىزند . وقتى رياضت مىكشند و قلبشان صاف مىشود ، با عقل فعال ارتباط بر قرار كرده ، كراماتى از آنان سر مىزند . اين براى هر نفسى كه خالى از مشغلههاى دنيوى شود و خيالات نفسانى را از خود دور كند و . . . ممكن است . در هند هم فرقهاى با نام جوكى هست كه اين قبيل كرامات از آنان سر مىزند ، با آن كه كافرند . ( برگ 85 ) در همين روزگار ما مردى عالم فاضل از شاگردان پدرم ، شخصى را در خواب ديد كه مىگفت : من رسول خدا هستم ، تو را در امور دنيا و دين به پيروى از فلان شيخ فرا
--> ( 1 ) . گزارش اين كتاب را به تفصيل در جاى ديگرى از اين مجموعه آوردهايم .