الشيخ رسول جعفريان
579
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
تحريم پيروى از دشمنان دين ، تحريم بدعتگرايى ، شرح مطاعن برخى از مشايخ صوفيه ، وجوب امر به معروف و نهى از منكر و تحريم ترك آن ، لزوم و وجوب مجادله و بحث در بيان حق ، وجوب مبارزه با بدعتگران در دين ، لزوم اجتناب از بدعتگران ، تجويز لعن اهل بدعت و لزوم برائت از آنان ، نهى از تعصب داشتن نسبت به باطل ، نداشتن حسن ظن به مخالفان ، و لزوم جهاد با نفس و بازگشت از گناه و كفر و فسق . اندكى پيش از شيخ حر ، عالم ديگرى با نام احمد بن محمد تونى بشروى ، به قياس شيخ على عاملى و شيخ حر ، دو اثر نگاشته است . يكى با عنوان رسالة فى تحريم الغناء ، و ديگرى رسالة فى الرد على الصوفية « 1 » كه فعلا از وجود آنها آگاهى نداريم . در بحث « غنا در دورهء صفوى » پيوستگى مبحث غنا و تصوف را با يكديگر مورد بحث قرار دادهايم . 5 - آقا رضى قزوينى و صوفيه يكى ديگر از عالمان دورهء اخير صفوى ، آقا رضى قزوينى است كه مباحثهاى با پدر يكى از شاگردانش با نام آقا ابراهيم درباره تصوف داشته است . اين شخص مذاق صوفيانه داشته و پس از اين مباحثه ، آقا رضى ، آن مباحث را به درخواست آقا ابراهيم تدوين كرده است . از اين كتاب ، نسخهاى با شمارهء 9652 و نسخهاى ديگر با شمارهء 8316 در كتابخانهء مرعشى موجود است . فهرست مطالب كتاب چنين است : مقدمه دربارهء معناى صوفى . باب اوّل ، در ابطال مذاهب تصوف در دو فصل ، به طريق منقول و معقول . باب دوم ، در تفصيل ادلّهء عقليه و نقليه در بطلان تصوف در چهار فصل : اول ، اجماع علماى شيعهء اماميه . دوم ، ابطال كشف ، سيوم ، ابطال آنچه متفرع بر كشف است ، مانند سقوط تكاليف شرعى . چهارم ، در مسائلى كه ذكر آنها مناسب است كه مشتمل بر دوازده مسئله است . باب سيوم در حرمت غنا است . خاتمه درباره برخى از قبايح متصوفه بحث شده است . گفتنى است كه آقا رضى قزوينى در شمار شاگردان ملا خليل قزوينى ( م 1089 ) بوده و به احتمال ، روحيهء ضد صوفى خود را از اين استاد كه سخت مخالف با تصوف و حكمت بوده ، « 2 » به ارث برده بوده است . اكنون كه سخن از اين قزوينى شد ، مناسب است اشاره كنيم كه سالك قزوينى نيز كه در همين عصر مىزيسته ، در ديوان خود قصيدهاى در « مذمّت صوفى ريافروش و تعريف رندان قدحفروش » « 3 » دارد كه از همين عنوان مىتوان موضع وى را دريافت .
--> ( 1 ) . عاملى ، شيخ حر ، امل الامل ، ج 2 ، ص 23 ؛ خوانسارى ، روضات ، ج 4 ، ص 246 ( 2 ) . افندى ، رياض ، ج 2 ، ص 261 - 263 ( 3 ) . سالك قزوينى ، ديوان ، صص 552 - 553