الشيخ رسول جعفريان

565

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

ميرلوحى در پايان ، از كسانى در شگفت است كه به خاطر گمان تشيعى كه به امثال حلاج مىبرند « جان از براى كسى مىدهند » ، اما « با جماعتى از معاصرين كه به تشيع در عالم ، علمند . . . ضديت مىورزند » . وى مىافزايد : خودم ديدم شخصى را كه با امير محمد باقر داماد ، غايت دشمنى داشت ، سبب آن كه او عطار را مذمّت كرده بود . و ديگرى را ديدم كه با شيخ علىّ بن عبد العال - محقق كركى - دشمن بود و نسبت به آن بزرگ دين ، بىادبانه زبان مىگشود ، به واسطهء آن كه او در كتاب مطاعن المجرميه مذمت حلاج و بعضى از نظراى او كرده . » « 1 » گفتنى است كه ميرلوحى نيز رساله‌اى با نام اعلام المحبين داشته است كه در كتاب كفاية المهتدى « 2 » و ادراء العاقلين خود - كه گزارش آن پس از اين خواهد آمد - از آن ياد كرده است . همچنين كتاب ديگرى با عنوان ادراء العاقلين و اخزاء المجانين در رد بر صوفيه نوشته است كه در كفاية المهتدى از آن ياد كرده و نسخه‌اى از آن به خط خودش در كتابخانهء مرعشى موجود است . « 3 » ميرلوحى در كفاية المهتدى از اثر ديگر خود با عنوان تنبيه الغافلين در ردّ بر صوفيان ياد كرده است . « 4 » بدين ترتيب روشن مىشود كه وى تلاش زيادى براى رويارويى با صوفيان انجام داده و همانند ملا محمد طاهر قمى ، چندين اثر در اين زمينه ، تأليف كرده است . تحليلى كه مؤلف در كتاب ادراء العاقلين به دست داده ، به مانند ساير نوشته‌هاى اوست . وى با اشاره به بدعت‌هاى ايجاد شده پس از رحلت پيامبر صلى اللّه عليه و آله و نقش شاه اسماعيل اول در براندازى اين بدعت‌ها ، مىنويسد : به رغم آن كه « بعضى ديگر از بدعت‌هاى مخالفان از بلاد ايران بر افتاد ، هنوز بسيارى از مبتدعات ناصبيان برقرار و مخترعات ملحدان پايدار مانده بود كه آن شاه جنّت آرامگاه داعى حق لبيك اجابت گفته ، به نزد اجداد و آباء به فراديس اعلا شتافت » . اكنون وظيفهء خردمندان است تا به اصلاح اين وضعيت بپردازند . وى معتقد است كه اصل پيروى از آباء و اجداد ، اصلى است كه مسبّب اصلى اين مشكلات شده است به طورى كه « اكثر اهل اين روزگار در بسيارى از اطوار ، در بند پيروى يكديگر و تتبع پدر و مادر مانده بودند تا به مرتبه‌اى كه اين ناتوان به سبب يك‌دو كلمهء حق كه به گفتن آن ملجأ شده بود ، آزار بىنهايت از سفيهان ديد و جفاى بىحد از جاهلان كشيد ، به چه سان شرح توان داد كز ايشان چه كشيدم » .

--> ( 1 ) . ميرلوحى ، سلوة الشيعة ، ص 358 ( 2 ) . بنگريد : حائرى ، عبد الحسين ، فهرست نسخه‌هاى خطى كتابخانهء مجلس ، ج 3 ، ص 59 ( 3 ) . ميرلوحى در حاشيهء صفحه نخست رساله ، يادداشتى نوشته و ذيل آن به نوعى امضاء كرده است كه مىرساند نسخه موجود به خط خود اوست . مرعشى ، نسخهء 389 ( 4 ) . ميرلوحى ، گزيدهء كفاية المهتدى ، مقدمه ، ص سيزده .