الشيخ رسول جعفريان

561

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

نموده‌اند ، خواست كه به نوشتن رساله‌اى بىخبران را آگاه سازد . . . در اين اثنا كتابى در اين باب ديد و مجلدى در دست يكى از احباب به نظر رسيد و بعد از تحقيق معلوم گرديد كه يكى از علماى شيعه [ ملا محمد طاهر قمى ] رساله‌اى در ذمّ اين طائفه تأليف نموده ، و حضرت مولانا محمد تقى مجلسى حاشيه بر آن نوشته و به نزد مؤلف رساله مذكور ارسال نموده ، و مشار اليه ، سطرى چند در جواب او قلمى گردانيده و يكى از فقرا - كه خواهيم ديد كسى جز خود ميرلوحى نبوده - مجموع را به ترتيب در متن كتاب مزبور جاى داده ، و آن را مرسوم به توضيح المشربين و تنقيح المذهبين ساخته ؛ و الحق آن كتاب ، ارباب انصاف و بصيرت را در شناخت اين فرقه كافى است و اصحاب علّت غفلت را در معالجه نفس ، نسخهء شافى است . پس بخاطر فاطر - يعنى خود ميرلوحى - رسيد كه دو سه فقره از آن كتاب را انتخاب نمايد و آن را سلوة الشيعة و قوة الشريعة نام كند » . دربارهء ارتباط اين اثر با توضيح المشربين ، در ادامه بيشتر سخن خواهيم گفت . به نظر مىرسد ، بخشى از دلايل اين تقيه ، از آن روست كه مؤلف بتواند به راحتى از كتاب خود تعريف كند . وى بحث را با صوفيان افراطى كه كارشان « خوانندگى كردن و اصول گرفتن و دست زدن و چرخيدن و مانند بدمستان نعره زدن و اظهار بىهوشى نمودن » است ، آغاز كرده ، از نقد مولوى نسبت به آنان سخن مىگويد : اگر از پوست كس درويش بودى * رئيس پوست‌پوشان ميش بودى كار اين گروه ، به حدى مفتضح است كه شاعران صوفى مسلكى چون عطار و اوحدى و جامى و عطار هم از آنان بدگويى كرده‌اند . پس از آن نقدى از زمخشرى در كشاف آورده و مطلبى را از كتاب فضايح المبتدعه - كه مؤلف آن را نام نبرده و تنها مىگويد : « يكى از علماى شيعه و فضلاى عصر است » - دربارهء كارهاى صوفيان بازارى آورده است . « 1 » اين كتاب نيز بايد اثر يكى از همين عالمان مشهور ضد صوفى باشد كه ميرلوحى از روى مصلحت ، نام مؤلف آن را نياورده است . سپس نقلى از كتاب الهادى الى النجاة من جميع المهلكات نصير الدين عبد الله بن حمزه مشهدى آورده و نوشته است كه او « اخبار بسيار در مذمّت اين طايفه از شيخ مفيد و غير او از متقدمين علماى شيعه نقل كرده » است . در ادامه نقلى طولانى همراه با توضيح از كتاب نهج الصدق و كشف الحق علامهء حلى در وصف صوفيان آورده ، در ادامه مىنويسد : « كجاست علامه كه ببيند كه در اين زمان ، جمعى از فريبندگان پيدا شده‌اند كه با آن كه نام خود را شيعه كرده‌اند ، به اين اعمال اشتغال مىنمايند . و گروهى از سفيهان با آن كه دعواى تشيع مىكنند به ايشان اعتقاد تمام دارند و ايشان را از دوستان خدا

--> ( 1 ) . ميرلوحى ، سلوة الشيعة ، ص 346