الشيخ رسول جعفريان

546

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

دنيا گردان تواند بر آمد . ناگاه روزى از مقربان بارگاه شاه جنّت مكان فردوس آشيان ، سلالهء دودمان مصطفوى و نتيجه خاندان مرتضوى شاه صفى « 1 » - تغمّده اللّه بغفرانه - خبرى رسيد كه جناب ايشان ميل ملاقات تو دارند ؛ به خدمت بايد شتافت . چون به شرف ملاقات مشرّف شد ، نوازش‌ها فرمودند و تكليف بودن در خدمت نمودند . چون در حوالى و حواشى ايشان جمعى از علما بودند و بنده هنوز خام بود ، مصلحت دين و دنياى خود را در آن نمىديد ؛ چه ترويج دين با آن جماعت ميسّر نبود با خامى ؛ و آن آزادگى و آسودگى دنيا از دست مىرفت ؛ نه جاه زياده از ضرورت در عقبى سود داشت و نه در دنيا آسايش مىگذاشت . بنا بر اين از خدمت استغنا نمود و به حمد اللّه كه به اجابت مقرون گرديد . بعد از آن ، مدتى مديد در ظل ظليل قناعت و آسودگى با برگ بىبرگى و نواى بىنوايى به فراق بال و رفاه احوال مىگذرانيد و ترويج دين به فعال و مقال فىالجمله به قدر مقدور بجاى مىآورد ؛ تا آن كه روز به روز به بركت علم و عمل و محبت اهل بيت پيغمبر و استكشاف اسرار معجز بيان ايشان - سلام اللّه عليهم - به فتوحات و فيوضات در علوم دينيه و معارف يقينيه فائزه مستعد مىشد و درى از علم مفتوح مىگرديد كه از هر درى چندين در ديگر مىگشود ، و الحمد للّه و ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه ذو الفضل العظيم بدين منوال روزى مىگذرانيد تا آن كه ناگاه از درگاه . . . شاه عباس ثانى ، رقمى رسيد كه متضمن امر بود به توجه به وجههء آن قبله اقبال و شتافتن به سوى آن كعبه آمال ؛ اگر چه عنوان ، طلب ترويج جمعه و جماعات و نشر علوم دينيه و تعليم شريعت بود ، اما از مطاوى آن بوى استغراق در بحر بىساحل دنيا و گرفتار شدن به چنگ نهنگ مقاسات اكفا حدس مىرسيد . عقل در چارسوى تحيّر متردد شد ، و طبع در شش جهت سرگردانى تزلزل حيران . در اين حيرت و تردد بود كه ناگاه نسيم صباى ايمان كه همه به ميامن لطف او بود ، از مشرق نفس رحمانى به سوى عالم جسمانى وزيدن گرفت و حجاب از رخسار مخدّرات گشود ، با آن كه آب‌حيات از جويبار لطافتش نمىبود ، آتش اضطراب در نهاد اين خاكسار افكند و دوست ديرينه درد كه ساكن خرابه دل‌سوختگان مىباشد ، سر از جيب ملامت بر آورده ، آغاز عتاب نهاد ، كه با وجود استجماع اسباب عزّت از گنج قناعت و كنج فراغت و گنج آزادگى و طهارت اذيال اعمال و حوايت فنون علم و احوال در سن شيخوخت ، همّتى كه در اوايل احوال سر آرزو به نعيم كونين فرونياوردى ، چه دست دارد كه پايمال كشاكش حدثان بدين گونه شود . . .

--> ( 1 ) . سلطنت از 1038 - 1052