الشيخ رسول جعفريان
608
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
رساله چيست . مخفى نماند كه آنچه فقير را اعتقاد است و از طريق اهل بيت معلوم نموده ، آن است كه بندگان ، حق تعالى را سه نوع عبادت مىنمايند : جمعى به طلب بهشت عبادت مىكنند و اين عبادت مزدوران است ؛ و جمعى از ترس جهنم عبادت مىنمايند و اين عبادت غلامان است ؛ و جمعى از روى دوستى و شوق عبادت مىكنند و اين عبادت آزادمندان است . « 1 » و طريقهء مقرّبان و عارفان و مقصود عاقلان و هوشمندان از رياضات و مجاهدات ، تحصيل اين طريقه است ؛ و اهل هر مذهب در تحصيل اين مقام عالى ، زحمتها و رياضتهايى كشيدهاند و مركب طلب را به هر جانب دوانيدهاند ؛ اما هر كه پيروى به اهل بيت نبوت كه هاديان راه محبّتاند ، نمود ، به سر منزل مقصود رسيد ، و هر كه به فريب غولان راه دين پا از متابعت ايشان كشيد ، در بيابان ضلالت هلاك گرديد . و فقير در بيان شوق و محبت از طريق اهل بيت نبوى احاديث بسيار جمع نمودهام و مدتى است كه شروع در تأليف كتابى در اين باب نموده و آن را به مقامات المحبين موسوم گردانيدهام . اميد كه به دستيارى توفيق به اتمام رسد . و بدانكه عابدان و رياضتكشان اهل سنت كه مخالفان اهل بيت نبوتاند ، چون به وادى تحصيل محبّت افتادهاند ، اجتهادات باطل كردهاند و خيال فاسد نمودهاند و بر گمراهى خود ضلالتها افزودهاند و در طريق طاعت ، بدعتها اختراع [ و اختراعها ] نمودهاند ؛ چنان كه فقهاى ايشان چون ابو حنيفه و برادرانش ، چون كه از اهل بيت كناره نموده و به رأى ناقص خود عمل كردهاند ، در مسايل فقهيه به غلطهاى عظيم افتادهاند و عالم [ عالمى ] را به ضلالت انداختهاند . و نشان رياضتكشان اهل سنّت را كه تابعان حلّاج و بايزيدند ، در رساله ذكر نمودهايم . و از جمله نشانههاى ايشان كه در رساله ذكر ننمودهايم ، آن است كه اين طايفه خود را عاشق مىخوانند ، و نسبت عشق به حق تعالى مىدهند ، و اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه هاديان راه محبّتاند ، اين لفظ را چون نام مرضى است سوداوى ، در دعاها و احاديث خود استعمال نمىنمايند ؛ بلكه به لفظ شوق و محبّت اكتفا مىكنند و تابعان ايشان نيز در اين باب پيروى ايشان نمودهاند ؛ و طريقهاى كه فقير در محبت و شوق اختيار نمودهام ، طريقهء عارف كامل شيخ صفى [ 735 ] است و شيخ ورّام بن ابى فراس [ م 605 ] و ابن طاوس [ م 664 ] و احمد بن فهد حلى [ م 841 ] و ملا احمد اردبيلى [ م 993 ] و غير ايشان از عارفان شيعه ، رحمة الله عليم . و از اين گفتگوها كه نموديم معلوم شد كه مقصود ما از نوشتن اين رساله ، نه نفى شوق و
--> ( 1 ) . بنگريد : كلينى ، همان ، ج 1 ، ص 84