الشيخ رسول جعفريان

607

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

فصل سيم از باب اول : ماتن [ ملا محمد قمى ] « 1 » در جواب محشّى [ مجلسى ] مىگويد : بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السلام على محمد و آله الطاهرين . اما بعد ، مخفى نماند كه فقير در نوشتن جواب گفتگوهاى ناخوش حضرت آخوند متردّد بودم ؛ پس به استخاره رجوع نمودم ، استخارهء نوشتن خوب آمد و استخارهء ننوشتن بد . بنا بر اين متعرّض جواب شدم . بر حضرت آخوند پوشيده نماند كه مقصد كمترين از نوشتن رساله ، هدايت اهل انصاف است و اميد هست كه هر كه جهل مركّب در نفس او محكم نشده باشد ، به سبب مطالعهء آن به نجات پى برد . عزيزا ! در آخرهاى رساله « 2 » دعواى مجاهده و رياضت و كشف و تصفيهء باطن نموده‌ايد ، اما درشتىها و ناهموارىها كه كرده‌ايد بر خلاف آن خبر مىدهد . مصرع : « از كوزه همان برون تراود كه در اوست » به همه حال ، گفتگو و درشتى و ناهموارى را به جايى رسانيده‌ايد كه دغدغهء آن هست كه بعضى از مريدان شما كه به انصاف متّصف باشند ، از شما واسوزند . اگر چه بنا بر تأويلاتى كه كردار و گفتار تابعان حلّاج را كرده‌ايد ، افعال شما نيز قابل تأويل است كه در وقت نوشتن به حال خود نبوده‌ايد ، بلكه در حالت بىاختيارى و بىشعورى كه اوليا را مىباشد ، نوشته شده باشد . به همه حال ، اگر چنانچه در جواب شما بعضى گفتگوها واقع شود كه به ظاهر درشت نمايد ، دور نيست . مصراع : « كلوخ‌انداز را پاداش سنگ است » . عزيزا ! مخفى نماند كه مطلب از جواب ، نه تلافى و انتقام است ، بلكه چون حضرت آخوند دعواى كشف و تصفيهء باطن نموده و در اثبات باطل و ترويج ضلالت كوشيده ، خواستم ظاهر سازم كه حضرت آخوند غلط [ اشتباه ] كرده و در دعواى خود صادق نيست و هر دعوى كه نموده باطل است ؛ و اگر مطلب دينى در ميان نمىبود ، اوقات شريف خود را صرف اين گفتگوها نمىنمودم . و دور نيست كه به خاطر دوستان و محبّان گذرد كه چه لازم است اين نوع رساله‌ها نوشتن و سفيهان را به ملامت خويش انداختن . اما بايد كه فقير را معذور دارند ؛ چرا كه نوشتن اين رساله‌ها اگر چه موجب ملامت سفهاست ، اما در ننوشتن آن بيم لعنت خداست ؛ زيرا كه در كتاب كلينى از حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند كه ، هرگاه ظاهر شود بدعت‌ها در امت من ، پس بايد كه ظاهر سازد عالم علم خود را ؛ پس اگر ظاهر نسازد علم خود را ، پس بر اوست لعنت خدا . « 3 » و مناسب است كه پيش از شروع در جواب ، اعتقاد خود را در باب محبّت و شوق كه لازم اهل عرفان است ، بيان نمايم تا بر حضرت آخوند ظاهر شود كه مقصود از نوشتن

--> ( 1 ) . افزوده در حاشيهء ملى . ( 2 ) . مقصود در بخش‌هاى پايانى رد مجلسى بر قمى است . ( 3 ) . كلينى ، كافى ، ج 1 ، ص 54