الشيخ رسول جعفريان
48
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
نامه بنويسند و در واقع حكم كفر شيعه را صادر كنند تا او به راحتى بتواند به قتل و نهب ادامه دهد . در نامهء علماى ماوراءالنهر آمده بود : « پوشيده نيست بر هيچ مؤمن عالم كه تعرّض به اموال و نفوس كسان كه گويندهء كلمهء طيّبهاند ، مادامىكه از ايشان اقوال و افعالى كه موجب كفر است صادر نشود و عمل به طريقهء مرضيه سلف و ائمهء اثنى عشر رضى الله تعالى عنهم مىنموده باشند ، جايز نيست . اما وقتى كه با تكلم به اين كلمهء طيّبه ، مذمّت اهل سنّت و جماعت و طريقهء علما و اتقيا را بالكليه مهجور كرده ، مؤمنان را به امان اول نگذاشته ، مؤمنان را به طريقهء شنيعهء شيعه ، مطرود داشته ، سبّ و لعن حضرات شيخين و ذو النورين و بعضى ازواج طاهرات رضوان الله عليهم اجمعين كه كفر است تجويز كنند ، بر پادشاه اسلام بلكه بر ساير انام ، بنا بر امر ملك علّام ، قتل و قمع آنها اعلاء لدين الحق ، واجب و لازم است و تخريب ابنيه و اخذ اموال و امتعهء ايشان جايز . » در ادامه با نقل برخى از فضائل منسوب به خلفا ، در اثبات كفر و بغى شيعه كوشيده و جنگ با آنان و غارت اموالشان براى سپاهيان توجيه مىشود . عجيب آن كه در برابر اين سخن علماى مشهد كه گفته بودند كه ماه رجب ماه حرام است ، علماى ماوراءالنهر مىگويند : جوابش آن است كه حرمت اشهر منسوخ است بنا بر احاديث مشهوره ! ! و اين چنين دين در خدمت سياست قرار مىگيرد . زمانى كه اين نامه به دست علماى مشهد رسيد ، مولانا محمد رستمدارى مشهور به مشكك پاسخ مفصّلى به اين استدلالها نوشت . او در همان ابتداى نامه ، ناپيوندى خود را با قزلباش بيان كرده و نوشت كه نه با قزلباش الفت دارد و نه از اوزبك كلفت . اما به مقتضاى ادلّه ، خدمت امام هشتم عليه السلام را ترجيح داده است . وى در ادامه ، از مخالفت اصحاب در قصهء يوم الخميس و سپاه اسامه با پيامبر صلى الله عليه و آله ياد كرد و اين پرسش را مطرح نمود كه آيا رد خواست پيامبر نمىتواند كفر باشد ؟ پس از آن با اشاره به اين كه خلفا كارهاى حسنه هم داشتهاند ، نوشت كه البته آنان افعال قبيحه هم داشتهاند . يكى از آنها به خشم آوردن فاطمهء زهراست كه در كتاب صحيح بخارى هم به آن اشاره شده و گفته شده است كه خشم فاطمه ، خشم رسول الله صلى الله عليه و آله است . در باب مصاحب بودن ابو بكر با پيامبر در غار هم از قرآن استدلال آورده كه حضرت يوسف ، همبندهاى زندانى خود را « صاحب » خطاب كرده است : « يا صاحبى السّجن » . آنگاه دربارهء اعتقاد جمعى از علماى اهل سنت در باب مسلمانى شيعه مىنويسد : غرض كه شارح عقايد نسفى در اين كه سبّ شيخين كفر باشد ، اشكال كرده ؛ صاحب جامع الاصول شيعه را از كبار فرق اسلام مىشمرده ، و صاحب مواقف نيز بر اين رفته و وجوهى كه براى تكفير شيعه توهم كردهاند ، رد كردهاند ، و امام غزالى سب شيخين را كفر ندانسته . به علاوه او مىنويسد : در شيعه بودن شرط لعن