الشيخ رسول جعفريان
47
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
كه بنا به نقل مورخان ، سلطان حسين ميرزا بايقرا در اوايل سلطنت خود قصد داشت تا خطبه به نام دوازده امام بخواند ؛ اما وزير او امير علىشير نوايى ، او را از اين كار بازداشت . قاضى احمد قمى نوشته است : پادشاه مغفور سلطان حسين ميرزا بايقرا ، در سنهء 873 ابتداى سلطنتش خواست كه در خطبه نام همايون ائمهء اثنا عشر ذكر نمايد . اين ارادهء او پيش نرفت و هجوم عام به مرتبهاى رسيد كه مير سيد على قاينى را كه واعظ بود از منبر پايين آوردند . « 1 » در همان زمان مباحثات فكرى ميان اماميان و سنيان رواج داشت . يك نمونه بارز ، مباحثهء ابن ابى جمهور احسايى با يكى از ملايان سنى هرات است . خود احسايى مشروح اين مباحثات را كه در سه جلسه و در مشهد برگزار شده ، نوشته است . مباحثات مزبور در سال 878 هجرى ميان او و يكى از عالمان سنى كه از هرات به مشهد آمده بوده ، واقع شده است . دو جلسه در منزل يكى از سادات رضوى و يك مجلس هم در مدرسهء سلطان شاهرخ . « 2 » اين مناظرات بعدها هم به صورت مكاتبه و نامهنگارى ادامه يافت . يك نمونه مشهور نامهء علماى ماوراءالنهر در اثبات كفر شيعه است كه مولانا محمد رستمدارى به آن جواب داده است . « 3 » متن اين نامه را برخى از مورخان عصر صفوى از جمله ولى قلى شاملو آورده است . « 4 » مباحثهء علماى مشهد با علماى ماوراءالنهر داستان از اين قرار بود كه عبد الله خان ازبك ، مشهد را محاصره كرد . يكى از علماى مشهد نامهاى به او نوشته با اين مطلع كه « جناب خان و لشكريان ايشان به چه دليل و برهان ، محاصرهء بلدهء مشهد مقدس و استيصال مردم او را كه اكثرا ذريهء حضرت رسولند به خود حلال ساختهاند و دست نهب و تاراج و قتل بر حال و اموال و مزارع مردم و اوقاف سركار فيض آثار گشادهاند ؟ » عبد الله خان از علماى ماوراءالنهر خواست تا پاسخى به اين
--> ( 1 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 1 ، ص 65 . در اين باره اختلاف نظرى وجود دارد . معين الدين اسفزارى در روضات الجنات ج 2 ، ص 238 گفته است كه اين تصور جاهلان شيعه بود كه چون ديدند كه سلطان حسين تخلص حسينى را برگزيده ، انديشيدند كه شايد تمايل به تشيع دارد و همان سيد على قائنى كه به واحد العين شهرت داشت ، خواست تا تشيع را رواج دهد كه بر ضد وى غوغا شد . با اين حال نقلهاى ديگر از منابع شيعه و سنى ( مثل مطلع سعدين و مجمع بحرين از عبد الرزاق سمرقندى كه سنى است ) اين دوره حاكى از آن است كه حقيقتا سلطان حسين در اوايل امر قصد چنين اقدامى را داشته و بعد به خواست جامى يا امير علىشير نوايى از آن صرفنظر كرده است . در اين باره نگاه كنيد تعليقات دكتر نوايى بر تكملة الاخبار ، صص 175 - 176 ( 2 ) . حائرى ، عبد الحسين ، فهرست نسخههاى خطى كتابخانهء مجلس ، ج 10 ، ص 824 - 825 ( 3 ) . نك : حائرى عبد الحسين ، فهرست نسخههاى خطى كتابخانهء مجلس ، ج 10 ، ص 274 ( 4 ) . شاملو ، ولى قلى خان ، قصص الخاقانى ، ج 1 ، ص 140 - 161