الشيخ رسول جعفريان
38
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
پس آنگه به حكام هر كشورى * رساندند فرمانبران دفترى به هرجا كه رفته قدم از قلم * نهد تيغ برّان قدم بر قدم شد اعداد اين كشتههاى ديار * فزون از حساب قلم چلهزار « 1 » به نقل مورخان ، سلطان سليم به واليان خود در آناتولى شرقى و قرمان و تكّه كه اكثريت عظيم ساكنان آن شيعه بودند ، دستور داد تا به گونهاى پنهانى شيعيان حيدرى را از هفت سالگى تا هفتاد سالگى شناسايى و نام آنها را در دفاتر مخصوص ثبت كنند . پس از آن دستور قتل آنان را صادر كرد . در نامهاى كه ينىچريان پس از نبرد چالدران در تبريز براى سلطان سليم نوشتند ، به او گفتند : قرب چهل و پنج هزار نفس در مملكت ما و قريب بيست هزار نفس در خاك ايران به تهمت رفض و الحاد ، طعمهء شمشير غدر و بيداد گرديد . علماى با تعصّب ما ، به ما از معنى رفض و الحاد اطلاع كامل نداده ، اعلى حضرت اقدس همايونى را اغفال كردند و باعث ريخته شدن خون آن قدر نفوس مكرّمه شده ، ما را به قتل مسلمين واداشتند . « 2 » تمامى اسنادى كه از دو - سه دههء نخست حكومت صفوى در ارتباط با روابط صفويان و عثمانيان در دست است ، مملو از رقابتهاى مذهبى ميان آنهاست . دولت عثمانى به عنوان قيّم مذهب اهل سنت ، تغيير آيين را در ايران دليل موجّهى براى كشاندن جنگ به حوزهء ايران مىدانست . سلطان سليم عثمانى ( سلطنت 918 - 926 ) يكى از نيرومندترين پادشاهان عثمانى ، با تكيه بر همين نزاعهاى مذهبى و گرفتن فتاوى مختلف بر ضد شاه اسماعيل ، تمامى سرزمين عثمانى را بر ضد ايران بسيج كرد . در اين ميان ، جنگ چالدران در رجب سال 920 يكى از خونينترين نزاعهايى است كه ميان اين دو دولت واقع شد و پس از دهها پيروزى كه تا پيش از آن براى قزلباشان ثبت شده بود ، به عنوان شكستى كمرشكن ، شاه اسماعيل را به انزوا كشاند . سلطان سليم براى تحريك مردم ، عالمان را به نوشتن فتوا دربارهء جنگ با شيعيان فراخواند . يكى از كسانى كه در اين باره بر ضد شيعيان رساله نوشت ، شمس الدين احمد معروف به ابن كمال يا كمال پاشازاده است . وى بعد از سلطان سليم ، در زمان سلطنت سلطان سليمان ، به سال 932 شيخ الاسلام عثمانى شد . سلطان سليم با اتكاى به همين فتاوى بود كه در نامهاش به شاه اسماعيل در صفر سال 920 نوشت : ائمه دين و علماى مهتدين . . . كفر و ارتداد تو را با اتباع و اشياعت كه موجبش قتل است و سبى على رءوس الاشهاد ، متفق الكلام و الاقلام فتوا دادهاند . « 3 » و در نامهء ديگرى به او نوشت : به
--> ( 1 ) . براون ، تاريخ ادبيات ايران ، از ظهور قدرت صفوى تا . . ، صص 81 - 82 ( 2 ) . محمد عارف ، انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ، ص 118 ( 3 ) . همان ، ص 85