الشيخ رسول جعفريان

39

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

موجب فتواى عقل و نقل علماى اعلام ملت و اجماع اهل سنت و جماعت . . . خار و خسى كه در جويبار شريعت غرّا رسته . . . از بن برآورده ، در خاك مذلّت اندازيم . « 1 » در سال 923 نيز كه هنوز سلطان سليم در انديشهء جنگ با قزلباشان بود ، به شيخشاه ، شاه شروان نوشت : بر عادت معهود اين خاندان خلافت آسمان ، به فتواى ائمه و علماى زمان ، اوّلا عزيمت غزاى ملاحده قزلباش كه از جهاد كفّار اقدم و اهم است و رفع فساد ايشان . . . تقدير فرموديم . « 2 » البته سلطان سليم تنها شيعه‌كشى نكرد ، بلكه سنىكشى وحشتناكى در فتح مصر به راه انداخته ، قريب يك‌صد و پنجاه هزار نفر را به كشتن داد تا بتواند دولت مماليك را برانداخته و آن نواحى را زير سلطهء دولت خويش درآورد و چنين كرد . زمانى كه سلطان سليم تبريز را به اشغال خود درآورد ، از آنجا كه نتوانسته بود دولت صفوى را براندازد ، بناى ماندن در آن منطقه را داشت . طرح وى آن بود تا زمستان را همان‌جا سپرى كرده ، در بهار آينده عازم گشودن ديگر شهرهاى ايران شود . اما به دليل اعتراض ينىچريان كه سربازان وفادار او بودند ، مجبور به بازگشت شد . اين سربازان ، ضمن اعلام اعتراض خود ، نامه‌اى را كه بخشى از آن را پيش از اين آورده و در آن آمده بود كه چهل و پنج هزار نفر به تهمت رفض در عثمانى و قريب بيست هزار نفر در جريان جنگ با شاه اسماعيل كشته شده‌اند ، به سلطان سليم نگاشتند . متن نامهء آنان به سلطان سليم چنين است : قرب چهل و پنج هزار نفس در مملكت ما و قريب بيست هزار نفس در خاك ايران به تهمت رفض و الحاد ، طعمهء شمشير غدر و بيداد گرديد . علماى با تعصّب ما ، به ما از معنى رفض و الحاد اطلاع كامل نداده ، اعلى حضرت اقدس همايونى را اغفال كردند و باعث ريخته شدن خون آن قدر نفوس مكرّمه شده ما را به قتل مسلمين واداشتند . آيا در مملكتى كه مانند اهل سنت ، در اوقات خمس اذان محمدى گويند و وضو گرفته ، نماز را به جماعت ادا كنند ، و روزه گيرند ، و زكات دهند ، و قرآن خوانند و حج كنند ، و كلمهء طيبه لا إله الا الله ، محمد رسول الله را هميشه از زبان جارى سازند ، آن‌ها را به چه جهت شرعى مىتوان كشت ؟ اگر دست باز نماز خواندن و در اذان و اقامه « اشهد انّ عليّاً ولىّاللّه و حىّ على خير العمل » گفتن خلاف شرع است ؛ چرا شافعىها گاه دست باز ، گاه دست بسته نماز مىگزارند ؟ و « أشهد أن عليا ولى اللّه » گفتن ، اگر چه بدعت است ، اما مثل مناره به مسجد ساختن ، از بدعت حسنه است ! و همه مقرّ و معترف هستيم كه على ولىّ خداست و مؤذنين ما هم در اذان‌هاى صبح « حى على خير العمل » « 3 » را مىگويند . راستى سخن اين است ، ما با ايرانيان

--> ( 1 ) . همان ، ص 91 ( 2 ) . همان ، ص 218 ( 3 ) . ظاهرا اين بايد « الصلاة خير من النوم » باشد .