الشيخ رسول جعفريان

31

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

بىاساس نبود . محمد يوسف واله اصفهانى در شرح حال ميرزاى مخدوم شريفى فرزند سيد شريف شيرازى و دخترزادهء قاضى جهان قزوينى - از وزراى برجستهء عصر طهماسب - مىنويسد كه وى « در ايام شريفه و اوقات متبركه در مسجد حيدريهء قزوين زبان بلاغت ترجمان به گفتن وعظ مىگشود و . . . بنا بر آن كه اضداد و حساد ، آب‌روان اعتقاد ميرزاى مشار اليه را در خدمت خاقان والانژاد ، غبارآلود شايبهء تسنن ساخته فىالجمله خدمتش را از درجهء اعتبار انداخته بودند و چنانچه بايد عنايتى از آن حضرت - شاه طهماسب - شامل حال وى نمىشد ، مهد عليا پرىخان خانم كه بر حسن اعتقاد ميرزا اطلاع تمام داشت ، گاهگاهى به عواطف بىكران نمىگذاشت كه روزگار وى به اضطرار گذران باشد . » « 1 » تسنن وى بعدها آشكار شد و در دوران اسماعيل دوم كه تمايلات سنىگرايانه داشت ، موقعيتى به دست آورد . وى همچنان در مسجد حيدريه قزوين وعظ مىكرد و از اين كه شيعيان با اظهار لعن او را ريشخند مىكردند ، به اسماعيل دوم شكايت كرد . او هم قورچيان را فرستاد و وقتى در ضمن صحبت مخدوم ، پيرى گفت : كه دشمنان على را مدام لعنت باد * على و آل على را ز جان و دل صلوات قورچيان بر سر آن پير ريختند و سر و صورتش را زخمى كردند . « 2 » شاه اسماعيل دوم تحت تأثير همين مير مخدوم ، نه تنها كوشيد تا رسم تبرايى را از قزوين براندازد كه كوشيد تا سنيانى را كه هنوز بر مذهب خود باقى مانده‌اند ، پيدا كرده ، به آنان كمك كند . مير مخدوم مسئول يافتن اين قبيل افراد و رسيدگى به ادعاى آنان شد و پس از آن كه فهرستى از اين افراد فراهم كرد ، پولى ميان آنان تقسيم نمود . « 3 » فشار شيعيان سبب شد تا مخدوم از دربار طردشده ، به عثمانى بگريزد و در آنجا كتاب نواقض الروافض را بر ضد شيعه تأليف كند . وى در همين كتاب اين بيت شعر را از حيرتى شاعر شيعه آورد كه : خوارم اندر ولايت قزوين * چون عمر در ولايت كاشان « 4 » يعنى زمان شاه طهماسب هنوز تسنن در قزوين قوى بوده و حيرتى در آنجا مورد طعن قرار داشته ، همان‌طوركه فىالمثل عمر در ميان شيعيان كاشان مذموم بوده است . مير عماد خطاط معروف دورهء صفوى كه آثار فراوانى از وى برجاىمانده و از استادان نام‌بردار در خط نستعليق است ، از مردمان قزوين بود . وى به دستور شاه عباس كشته شد .

--> ( 1 ) . واله اصفهانى ، محمد يوسف ، خلد برين ، حديقهء دوم ، صص 415 - 416 ( 2 ) . هينتس ، والتر ، شاه اسماعيل دوم ، ص 119 ( 3 ) . همان ، صص 118 - 119 ( 4 ) . جعفريان ، رسول ، تاريخ تشيع در ايران ، ج 2 ، ص 812