الشيخ رسول جعفريان
32
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
نوشتهاند ، دليلش آن بود كه وى شهرت به سنىزدگى داشته و شاه عباس هم به همين دليل دستور قتل وى را داد . اسكندر بيك مىنويسد : « سانحهء ديگر آن است كه هنگامى كه دار السلطنهء اصفهان از فرّ نزول موكب همايون رشك جنان بود ، مير عماد خوشنويس قزوينى به قتل آمد ؛ وى از سادات حسنى مقيم دار الموحدين قزوين است كه به سادات سيفى مشهور و معروفند . در خط نستعليق ، ترقى عظيم داد . رقم نسخ بر خطوط استادان ما تقدم كشيد . در نزاكت قلم و قدرت كتابت ، يد بيضا و درجهء اعلى داشت . خطش بىاصلاح ، خوش اندام و بامزه بود و بين الجمهور به تسنّن مشهور بود . از اهل قزوين ، استاد مقصود مسگر از روى تشيع يا رفع مظنهء تسنن ، كه عامهء مردم آن ولايت بدان متّهمند ، مرتكب قتل او گرديد . » « 1 » نصرآبادى نوشته است : مير عماد خطاط هم كه خط تعليق را به مرتبهاى رسانده بود كه حمل بر اعجاز مىتوان كرد . . . شهرت كاذبى به تسنن كرده ؛ از غلوّى كه شاه عباس ماضى در محبت امير المؤمنين عليه السلام داشت ، با او عداوت بهم رسانيده ، مقصود بيك را گفت : هيچكس نيست اين سنى را بكشد ! مقصود بيك به همين گفته ، در همان شب كه مير به حمام مىرفت ، او را كشت . « 2 » قزوين دورهء صفوى ، بجز علايق برجاىمانده از تسنن ، شاهد بروز يك حركت افراطى مذهبى نيز به نام نقطويه بود كه شاه عباس با تلاشى گسترده آن را قلع و قمع كرد . شرح اين ماجرا را اسكندر بيك آورده است « 3 » . تبرائيان نويسندهء جهانگشاى خاقان در ادامهء آنچه پيش از اين ، از وى دربارهء حركت شاه اسماعيل در رسميت بخشيدن ، به تشيع نقل شد ، مىگويد : و مؤذنان مساجد را مقرر شد كه كلمهء طيبهء أشهد أن عليا ولىّالله و حىّ على خير العمل به تجويز علماى مذهب اماميه به رغم سنيان بدگهر داخل اذان نمايند و من بعد مؤذنان در خواندن اذان و شيعيان در وقت اداى فريضه ، به اين كلمات متبرّكه تلفّظ نمايند و بعد از اتمام اذان ، تبرّا و لعن و طعن بر اعداى دين محمدى و تولّا بر آل او نمايند و تبرّائيان مقرر فرمودند كه در كوچهها و بازارها و محلات تمام مىگشته ، لعن و طعن بر خلفاى ثلاث و بر سنّيان و اعداى حضرات دوازده امام و بر . . . « 4 » ايشان مىنموده باشند و مستمعان به بانگ بلند ، كلمهء بيش باد و كم مباد را گفته ، هريك از اين
--> ( 1 ) . اسكندر بيك ، همان ، ج 2 ، ص 1477 ( 2 ) . نصرآبادى ، تذكره ، صص 207 - 208 ( 3 ) . اسكندر بيك ، همان ، ج 2 ، صص 744 - 750 ( 4 ) . يك كلمه سفيد .