الشيخ رسول جعفريان

27

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

پرداختند . اينان تاجيكانى بودند كه به مرور در برابر ترك‌هاى قزلباش قد علم كردند . براى نمونه ، يكى از اين شهرها استرآباد است كه طى چند قرن پيش از عصر صفوى ، تشيع در آن استوار شده بود . از همان قرون نخست هجرى ، سادات فراوانى در اين شهر زندگى مىكردند و در آستانهء تشكيل دولت صفوى ، تشكيلات سادات در اين شهر بسيار عظيم و گسترده بود . بعدها در فرمانى از شاه عباس دوم ( 1052 - 1077 ) دربارهء سكنهء استرآباد آمده : « و در اين وقت كه اشهب سبك خرام عزيمت ، و سمند خوش لگام نهمت ، به پرتو نعل قمرنژاد ، ساحت دارالمؤمنين استرآباد را زينت خلد برين داده و ساكنان آن بقعهء بهشت آئين و متوطنان آن روضهء ارم تزيين كه به اداى صدق انتماى « وَ كانُوا شِيَعاً » ، « كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ » در تشيع و ولاى اهل بيت و امامت و بنيان حقيقت بنيان مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ در اخلاص و تولاى اين خانوادهء ولايت و كرامت گوى سبقت و استقامت از سكنهء ساير بلاد ربوده‌اند ، بدان جهت پيوسته در ظلال مراحم آباء و اجداد جنت مهاد نواب كامياب همايون ما غنوده . . . » « 1 » حضور قاطع تشيع در استرآباد در قرن نهم ، سبب شد تا عالمان اين شهر بلافاصله به حمايت علمى از جنبش جديد شيعى كه صفويان علمدار آن بودند ، بپردازند . تنى چند از عالمان استرآبادى را مىشناسيم كه در عراق عرب ، از شاگردان كركى بوده و در اوائل دورهء صفوى تأليفاتى در عقائد شيعى از خود برجاى گذاشته‌اند . اين افراد از عالمان ايرانىاند كه در كنار عالمان عرب مهاجر از عراق و جبل عامل به نشر تشيع در ايران كمك كردند . يك چهرهء برجسته اين دوره امير جمال الدين استرآبادى صدر كبير دولت شاه اسماعيل صفوى است كه پس از درگذشت شاه در سراب ، مسئوليت غسل دادن شاه را عهده‌دار بود و بعد از آن همراه جنازه به دار الارشاد اردبيل رفت و شاه را در مقبرهء شيخ صفى دفن كرد . خود وى يك سال بعد در سال 931 درگذشت . افندى آگاهىهايى دربارهء وى از منابع تاريخى دورهء صفوى فراهم آورده و نوشته است كه وى شاگرد محقق دوانى بوده ، در مسائل فقهى و كلامى يد طولايى داشته و در تقوا و طهارت از اهل زمان خود پيشى گرفته بوده است . « 2 » سيد جمال الدين بن عبد الله بن محمد حسينى استرآبادى كه كتاب « شرح على تهذيب الاصول » را در 929 نگاشته ، از اين جمله است . « 3 » نمونهء ديگر ، آمير محمد بن ابى طالب موسوى استرآبادى است كه شاگرد محقق كركى ( م 940 ) بوده و رسالهء جعفريه او

--> ( 1 ) . ستوده ، منوچهر ، از آستارا تا استرآباد ، ج 6 ، ص 32 ( 2 ) . افندى ، رياض العلماء ، ج 7 ، ص 64 ( 3 ) . نك : افندى ، همان ، ج 5 ، ص 33 ، ج 7 ، ص 61 . نسخهء اين كتاب به شمارهء 2670 در كتابخانهء مرعشى موجود است .