الشيخ رسول جعفريان

28

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

را در حيات استادش با نام المطالب المظفرية فى شرح الرسالة الجعفرية شرح كرده است . « 1 » همو كتاب نفحات اللاهوت كركى را نيز ترجمه كرده است . « 2 » نمونهء ديگر حسن بن غياث الدين از علماى قرن دهم است كه كتاب الجعفرية را ترجمه نموده است . « 3 » در درازاى دوران صفويه استرآباد از شهرهاى مهم علمى است كه عالمان و فاضلان فراوانى را از خود به يادگار گذاشته است . چهره‌هاى تابناكى چون ميرداماد و ميرفندرسكي در اين شمارند . برخى از عالمان اين شهر نيز به دليل شدت در تشيع به صورت‌هاى مختلفى جان خود را از دست دادند . از جمله شاه اسماعيل دوم كه تمايلات سنىگرى داشت سيد عماد الدين على حسينى استرآبادى مشهور به مير كلان را ، به دليل اصرار او در تشيع تحت فشار گذاشت تا آن كه در نهايت به قتل وى دستور داد . « 4 » استرآباد از شهرهايى بود كه در معرض تهاجم سنيان قرار داشت . در زمان طهماسب ، خواجه مظفر - كه المطالب المظفريه به نام وى تأليف شده - بر آن حاكم بود و پس از وى پسر نااهلش شهر را در تصرف خود گرفت تا آن كه با شكايت مردم و حمايت شاه ، وى را دستگير كردند و كشتند . قاضى احمد قمى اين پيروزى را با تعبير بيان كرده است كه « ولايت استرآباد را از لوث وجود آن ناپاكان پاك كرده مجددا مذهب عليه اماميه سمت شيوع يافت . » « 5 » محتمل است كه فرزند خواجه مظفر با سنيان شهر همداستان شده ، شهر را در تصرف گرفته و صفويان بار ديگر آن را از دست آن‌ها بيرون آورده‌اند . استرآباد بعدها نيز مورد هجوم سنيان اطراف بود . در اواخر عهد صفوى ، انوشه خان به استرآباد حمله كرد . در اين حمله يكى از علماى شيعهء ساكن اين شهر به شهادت رسيد . اين شخص مولى سلطان حسين بن سلطان محمد استرآبادى است . زمان حملهء وى به نقل افندى ، اوايل سلطنت شاه سليمان بوده است . تعبير افندى دربارهء عالم مزبور اين است كه : قتله مذبوحا هؤلاء الملاعين عداوة للحق و لاجل تشيّعه . از جمله تأليفات اين عالم واعظ شيعى كتاب تحفة المؤمنين فى اصول الدين و العباد و المواعظ است كه آن را به فارسى نوشته است . « 6 » گفتنى است كه مير مفضل استرآبادى هم در اوايل قرن يازدهم در حملهء ازبكها به

--> ( 1 ) . مرعشى ، ش 1521 . وى اين كتاب را به امير مؤيد سيف الدين بن مظفر تبكچى جرجانى تقديم كرده است . ( 2 ) . كتابخانهء مرعشى ، نسخهء ش 1977 ، 5673 ( 3 ) . مرعشى ، ش 4208 ( 4 ) . افندى ، همان ، ج 4 ، ص 69 ، و نك : ص 76 ( 5 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 1 ، ص 283 ( 6 ) . افندى ، همان ، ج 3 ، ص 454