الشيخ رسول جعفريان
24
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
هدايت آيين بر سر منبر بلند گشت و روى دنانير به نقش اسامى سامى آن هادى راه يقين و القاب ميمنت آيات خسرو حشمت قرين مزيّن و به رتبه از همهء اشياء درگذشت . ناظمان مناظم مذهب حيدرى و سالك مسالك جعفرى كه مخالفان ائمه هدايت نشان را جز به تعظيم نمىتوانستند برد ، زبان طعن و لعن بر ايشان گشودند و سنيان متعبد و خارجيان متعصب از حسام بهرام انتقام غازيان عظام خاسر و خايب و حيران و هارب روى به اطراف آفاق نهادند . « 1 » روملو هم نوشته است : هم در اوايل جلوس ، امر كرد كه خطباى ممالك خطبه به نام ائمهء اثنى عشر - عليهم صلوات الله الملك الاكبر - خوانند . اشهد أن عليا ولى الله و حى على خير العمل كه از آمدن سلطان طغرل بيك بن ميكائيل بن سلجوق و فرار نمودن بسيارى كه از آن تاريخ تا سنهء مذكوره پانصد و بيست و هشت سال است ، از بلاد اسلام بر طرف شده بود ، با اذان ضمّ كرده بگويند ؛ و فرمان همايون شرف نفاذ يافت كه در اسواق زبان به طعن و لعن ابو بكر و عمر و عثمان بگشايند و هركس خلاف كند ، سرش از تن بيندازند . « 2 » قاضى احمد قمى هم نوشته است : در اين سال ( 906 ) مذهب حق ائمهء اثنى عشر - عليهم صلوات الله الملك الاكبر - را منتشر ساخته ، لعن ملاعين ثلاثه به رئوس منابر علانية گفتند و كلمهء صادقه مذهبك الحق 906 « مذهبنا حق » منتهى تاريخ آن زمانست . « 3 » در ابتداى كار براى شاه اسماعيل از كثرت اهل سنت سخن گفتند . در عالمآراى صفوى آمده است : آنان ابراز داشتند كه قربانت شويم دويست - سيصد هزار خلق كه در تبريز است ، چهار دانگ آن همه سنىاند و از زمان حضرات تا حال اين خطبه را كسى بر ملا نخوانده و مىترسيم مردم بگويند كه ما پادشاه شيعه نمىخواهيم ، نعوذ بالله اگر رعيت برگردند ، چه تدارك در اين باب توان كرد ؟ پاسخ شاه اين بود كه ، مرا به اين كار بازداشتهاند و خداى عالم و حضرات ائمهء معصومين همراه هستند و من از هيچكس باك ندارم . بتوفيق الله تعالى اگر رعيّت حرفى بگويند ، شمشير مىكشم و يكتن را زنده نمىگذارم . « 4 »
--> ( 1 ) . فتوحات شاهى ، نسخهء دانشگاه تهران ، ش 1103 ( 2 ) . روملو ، احسن التواريخ ، ص 86 ؛ مصحح در صفحهء 668 - 669 نظير همين مطالب را از فارسنامهء ناصرى ج 1 ، ص 90 و روضةالصفاى ناصرى ج 8 ( بدون ياد از صفحه ) آورده است . ( 3 ) . قمى ، قاضى احمد ، همان ، ج 1 ، ص 64 ( 4 ) . عالمآراى صفوى ، ص 56 ؛ از اقدامات شاه اسماعيل در آن اوضاع ، چنين بر مىآيد كه او تنها با داشتن يك اعتقاد محكم مىتوانست دست به اين قبيل اقدامات بزند . استرآبادى مىنويسد : مراد آن حضرت ، سلطنت صورى و حكومت جاه نبود ، بلكه سلطنت معنوى و سعادت لميزلى و رواج مذهب ائمهء اثنىعشرى و كلمهء طيبهء على ولىالله و استخلاص فرقهء ناحيهء شيعهء اماميه و محبان و مواليان خاندان آن حضرت از بليهء تقيّه بود . استرآبادى ، از شيخ صفى تا شاه صفى ، ص 31