الشيخ رسول جعفريان
25
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
در ادامهء همين نص آمده است كه شاه دستور داد تا علنا نام دوازده امام را در خطبه خواندند و اعلان لعن كردند و برخى جوانان قزلباش مسلح ايستاده بودند تا در صورت مخالفت ، مخالف را از ميان بردارند . اين برخورد شاه براى آن بود تا در آغاز كار ، زهره چشمى از مخالفان بگيرد ، اما در ادامه ، كار به راحتى پيش رفته و هيچگونه جنبش ضد شيعى مسلحانه در ايران برپانشد . طبيعى است كه ترس از قزلباشان وجود داشت ؛ اما مخالفان ، انگيزهء زيادى براى مقاومت نداشتند . طى سالها درگيرى صفويان و عثمانيان ، هيچ نيروى داخلى به انگيزهء تسنن به حمايت از عثمانيان اقدامى نكرد ، اين در حالى است كه جنبشهاى افراطى و غالى فراوانى در ايران به وجود آمد . روشن است كه به سادگى نمىتوان از اين امر گذشت . نبايد غفلت كرد كه بسيارى از فرهيختگان سنى كه از دو قرن پيش از آن ، به تدريج به سوى مصر و شامات رفته بودند ، در اين دوره ، با سرعت بيشترى به سوى عثمانى گريختند . در اين ميان ، شاه از كسانى كه در جنگهاى پيشين ، پدر و جدش را كشته بودند ، نگذشت و دستور تعقيب آنها را صادر كرد . در طى جنگها هم از خشونت بىبهره نبود و طبيعى بود كه حتى اگر بحث شيعه و سنى در كار نبود ، فردى كه بناى تأسيس سلسلهاى را داشت ، در آن شرايط كه مدعيان در شرق و غرب فراوان بودند نمىتوانست ، بدون بسيارى از اين قبيل اقدامات كارش را پيش ببرد . شاه اسماعيل نه تنها در تبريز با جنبشى روبرو نشد ، بلكه در بسيارى از شهرهاى مركزى ايران مشكل نداشت . در شيراز ، بسيارى از مردم به راحتى اسلام را پذيرفتند . در عين حال ، گزارش شده است كه خطباى كازرون را كه بسيارى صاحب مكنت و ثروت بودند ، به علت تسنن به قتل آوردند . « 1 » يك شاعر شيعى نيز از جمع خود صفويان ، در قرن يازدهم ، در تصوير شاعرانهء اين اقدام شاه اسماعيل چنين سرود : به خاطر داشت شه دايم كه شايد * شعار شيعه را شايع نمايد نمود انديشه در دل حامى دين * كه وقتى نيست ديگر چون بِه از اين اگر خواهد خدا با اين رويه * ز ايران بر طرف گردد تقيّه شود دين تشيّع آشكارا * رهند ايمانيان از كيد اعدا چو با اركان دولت كرد كنكاش * كه آيين تشيع را كند فاش هواخواهان صاحب شأن كه بودند * تمام انكار اين معنى نمودند
--> ( 1 ) . نك : غفارى ، تاريخ نگارستان ، ص 268 ؛ عبدى بيك شيرازى ، تكملة الاخبار ، ص 42