الشيخ رسول جعفريان

18

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

عثمانىها در قرن نهم ، در بخشى از بلاد اسلامى ، قدرت را به دست گرفتند . در كنار آنان ، مماليك ، از پس از سقوط عباسيان ، رهبرى اهل سنت را در دست داشتند . يكى از مشكلات اساسى آنان ، فرقه‌هاى صوفى بودند كه گرچه به ظاهر در لباس تصوّف زندگى مىكردند ، اما از انرژى بسيار بالايى براى ساماندهى يك جنبش سياسى برخوردار بودند . در اواخر قرن نهم ، يكى از مهم‌ترين جريانات تصوف در ميان تركمانان ، يعنى جريان وابسته به خاندان شيخ صفى ، خرقهء صوفيانه را كنار گذاشت ، لباس رزم پوشيد و با انبوه هواداران خود ، براى كسب قدرت سياسى ، به جدال با قدرت‌هاى پراكندهء آن روزگار ايران پرداخت . « 1 » مهم‌ترين مشخصهء اين جنبش ، رها كردن پوستهء تسنن و مطرح كردن جوهرهء عقيده‌اى مختلط از تصوف و تشيع بود . اگر تا آن زمان نسبت به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله تنها تولّى داشتند ، اين بار تبرّى نسبت به دشمنان و مخالفان آن‌ها را مطرح كرده و مبنا را بر مذهب اثناعشرى گذاشتند . اين تصميم ساده‌اى نبود و به نظر مىآمد كه به زودى با موجى از مخالفت روبرو شود . به قدرت رسيدن صفويان تا زمانى كه صفويان بر سر كار آمدند ، قدرت سياسى به طور انحصارى در اختيار سنيان بوده و مخالفان خود را كه به طور عمده از شيعه بودند ، به هيچ روى تحمّل نمىكردند . به همين دليل ، انديشه‌هاى شيعى در قرن هفتم تا هشتم ، جز در برخى مناطق محدود ، به روزى و ظهورى نداشت و در سطح عموم با تنفّر همراه بوده ، به رغم نفوذش در تصوف رايج ، حتى صوفيان معتدل ، از رفض به شدّت بدگويى و اظهار انزجار مىكردند . نوشته‌هاى علاءالدولهء سمنانى ، نمونهء روشن اين طرز فكر است ؛ اين در حالى بود كه انديشهء شيعى در همان دوره طرفداران بسيارى در عراق عرب و عجم داشت و به صورت آتش زير خاكستر در برابر سلطهء انحصارى مخالفان ، روزگار را سپرى مىكرد . برپايى يك دولت شيعى در وضعيتى كه ايران از دوسوى بلكه بيشتر ، در فشار مخالفان بود ، جز با اين تصور كه در آن سالها شيعه

--> ( 1 ) . ساير فرقه‌هاى صوفى يا شبه صوفى ، مانند طريقهء نعمت‌اللهيه و نيز فرقه‌هايى چون حروفيه و نقطويه داعيه‌هاى سياسى داشتند ؛ اما نتوانستند همانند خاندان شيخ صفى هوادارانى جذب كنند . جنبش مشعشعيان در خوزستان به موفقيت‌هايى دست يازيد كه بعدها به دست صفويان منقرض شد . هنگامى كه صفويان بر مسند قدرت نشستند ، به پيروى از فقيهان ، با انواع و اقسام فرقه‌هاى صوفى درگير شدند . در مرحلهء نخست اين فرقه‌ها در داخل ايران ، اعلام تشيع اثنىعشرى كردند . اما در مراحل بعد ، زير ضربات خردكنندهء صفويان ، به حيات محدود خود ادامه دادند . به هر روى بخشى از تاريخ تشيع در قرن نهم ، بحث از همين فرقه‌هاى افراطى و غالى صوفى است . تحقيقات مستقلى در اين زمينه انجام شده كه نمونه‌اى از آن « تصوف و تشيع » دكتر كامل شيبى است .