الشيخ رسول جعفريان

120

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

قدرت رسيد . مبناى اطاعت قزلباشان از شاه اسماعيل ، اعتقاد آنان به اسماعيل به عنوان رئيس خانقاه اردبيل بود و هيچ‌گونه توجيه طايفه‌اى و فقهى به معناى مرسوم آن وجود نداشت . بنابراين ، در مرحلهء تشكيل اين دولت ، فقها نقشى نداشتند و در سالهاى نخست نيز نه فقيه قابل ملاحظه‌اى وجود داشت و نه حتى كتاب فقهى مهمى مبناى انجام اعمال شرعى بود . علماى ايرانى كه تا اين زمان به شاه اسماعيل كمك مىكردند ، بيشتر حكيم و فيلسوف بودند تا فقيه . به علاوه ، شمارى از آنان كه در زمرهء شاگردان دوانى و خاندان دشتكى بوده و سابقهء تسنن داشتند در اين زمان تازه به تشيع گرويده ، و از اساس با فرهنگ شيعى ناآشنا بودند . مرحلهء دوم حضور تدريجى فقها در حكومت صفوى و همكارى آنان با اين دولت ، در ادارهء امور مذهبى - سياسى است . بيشتر فقهاى شيعهء اين دوران كه متون فقهى كهن و نيز سيرهء فقهاى پيشين را در اختيار داشتند ، از نظر حمايت از سلطان عادل و پذيرفتن منصب در حكومت چنين سلطانى ، ترديدى نداشتند . البته اين مسئله در همان حد تحليل سابق باقى نمانده ، تبيين جديدى بر اساس مبانى پيشين از بحث مشاركت و همكارى صورت گرفت . تا آنجا كه به دولت صفوى مربوط مىشد ، روشن بود كه مقام صدارت و قضاوت كه كار رسيدگى به امور شرعى را در اختيار داشت ، نمىتوانست به يك صوفى يا حكيم سپرده شود ؛ چرا كه ادارهء اين امور نياز به فقه و شريعت داشت . در اينجا بود كه از اواخر دولت شاه اسماعيل ، نياز به حضور فقها احساس شد . به همين دليل و به آرامى ، پاى فقهاى شيعه در حد ادارهء امور شرعى و قضايى در دولت صفوى باز شد . با روى كار آمدن شاه طهماسب ، حضور فقيهان شيعه در دربار صفوى ، سرعت بيشترى به خود گرفت و با توجه به اين كه طهماسب سخت معتقد به تشيع فقاهتى بود ، روند نفوذ فقها در زمان طولانى سلطنت او بسيار سريع‌تر شد . به اين عبارت زيباى عبدى بيگ شيرازى دربارهء جايگزين كردن فقيه به جاى حكيم در دورهء طهماسب توجه كنيد : [ شاه طهماسب ] مير غياث الدين منصور صدر را ، چون از فقه بخشى نبود و در حكمت و فلسفه و هيئت و رياضى و طب از ديگر علما ممتاز بود ، از آن منصب عزل فرمود ، امير معز الدين محمد نقيب مير ميرانى اصفهانى را كه به فقاهت ممتاز و به ورع و تقوا بين الاقران سرافراز بود ، نصب فرمودند . « 1 » دو مسئله جالب به لحاظ تاريخى در اين دوره وجود داشت كه سبب شد تا فقهاى شيعه به

--> ( 1 ) . شيرازى ، عبدى بيك ، تكملة الاخبار ، ص 72