الشيخ رسول جعفريان
114
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
نداشت ، اما در زمان غيبت ، تقسيم سلطان به عادل و جائر ، زمينه را براى آن كه به حاكم و اميرى - از شيعه يا سنى - عنوان سلطان عادل را اطلاق كرد ، پيش آورد . اكنون پرسش اين است كه مصداق سلطان عادل در اين فتاوى ، امام معصوم است يا سلاطين و اميران عادل نيز مشمول آن مىشود . به نظر مىرسد هرچه اين متون كهنتر باشد ، تعبير سلطان عادل در آنها ، بيشتر و بيشتر محدود به امام معصوم است ؛ اما به مرور ، اطلاق آن بر غير امام معصوم نيز در متون به چشم مىخورد . در روايتى از امام صادق عليه السلام ، پرسشگرى دربارهء « معايش العباد » سؤال كرده و حضرت در پاسخ انواع مكاسب حلال و حرام را براى وى شرح دادهاند . از آن جمله ، يكى از راههاى درآمد ، كسب مال از طريق مناصب حكومتى است . حضرت مىفرمايد : اين كسب ، از جهتى حلال و از جهت ديگرى حرام است . اما جهت حلال آن پذيرفتن منصب از سوى واليان عادل است ؛ كسانى كه خداى متعالى به پيروى آنان دستور داده است . اما جهت حرام آن پذيرفتن ولايت از سوى واليان جور است . در بخش حلال آن ، شامل ولايت والى عادل و واليان اوست كه بدون كم و كاست به دستور والى عادل عمل مىكنند . پذيرفتن منصب از طرف او ، كار كردن با او ، كمك و تقويت او حلال است . اما جهت حرام ، شامل شامل ولايت جائر و واليان اوست كه كار كردن با آنها و درآمدى ناشى از آن ، به جهت ارتباط ولايى با آنها ، حرام است و كسى كه كم و زياد چنين كند ، عذاب خواهد شد ؛ زيرا هر كارى كه در جهت تأمين احتياجات آنان انجام شود ، معصيت و گناهى است كبيره ؛ چرا كه در ولايت حاكم ستمگر ، حق به طور كلى از خاطرهها رخت بر مىبندد و منجر به كهنگى و از بين رفتن آن مىشود و براى همين است كه همكارى با آنها و كمك به ايشان ، جز در وقت ضرورت ، آن هم ضرورتى در حد خوردن خون و گوشت مرده ، حرام است . « 1 » اين نمونه حديث كه يكى از نمونههايى سختگيرانه در همكارى با سلاطين جور است ، امام و والى عادل را كسى معرفى مىكند كه خداوند ولايت و اطاعت او را واجب كرده است . طبعا مىبايست مقصود امام معصوم باشد . نمونهء ديگر عبارت شيخ مفيد است كه دربارهء اقامهء حدود مىنويسد : اقامهء حدود مربوط سلطان الاسلام است كه از طرف خداوند نصب شده و آنها ائمهء هدى از آل محمد عليهم السلام و كسانى هستند كه آنان به عنوان امير و حاكم نصب مىكنند . اين اختيار [ در عصر غيبت ] در صورت امكان ، به فقهاى شيعه واگذار شده است . « 2 » وى در باب وصيت نيز در شرايطى كه اعمال و انفاذ وصيت به عهدهء سلطان عادل است ، مىنويسد : اگر سلطان
--> ( 1 ) . عاملى ، شيخ حر ، وسائل الشيعة ، ج 17 ، ص 83 - 84 ( به نقل از تحف العقول ) . ( 2 ) . مفيد ، المقنعة ، ص 809 ؛ عاملى ، شيخ حر ، وسائل الشيعة ، ج 28 ، ص 49