ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
13
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
آذربايجان بلكه بسيارى از مملكت ايران رشك گلستان ارم و نظام امور سلطنت بهحدى مستحكم است كه توان اندكى از بسياران را در اين رساله مختصر بيان نمود . وصفش يك از هزار نگويم اگر خدا * از بهر مدح او دوهزارم زبان دهد بارى به اندك توقف در آنجا صاحبى ايلچى را نواب اشرف احضار بحضور مبارك فرموده بعد از تحقيقات ايشان را مورد انواع و اقسام اشفاق و مرحمت ساختند كه حد آن از تحرير بيرون است و ناهار « 1 » سركار خود را مرحمت فرموده ايشان صرف نمودند و بعد از حضور نواب اشرف مرخص گرديده ، روانهء شهر و به مكان معين رفته فرودآمدند ، بعد از زمانى شيرينى و ميوهء بسيار از سركار قائممقام آوردند . و ميرزا محمد على منشى كه از جمله مقربان اين سركار و اوصاف حميدهء ايشان پيش تكرار شد ، بهاتفاق فتحعلى خان رشتى و حيدرعلى خان و جمعى ديگر به ديدن آمده تعارفات رسمى بسيار از ايشان ظاهر مىشد . آن روز به اين نهج به شب رسيد . اين روز در تبريز از صاحب عظام قائممقام و ديگران مسموع صاحبى ايلچى گرديد كه از راه اسلامبول و غيره به تواتر خبر رسيد كه اهالى فرنگ از روس و انگريز و سايرين جمعيت كرده بر سر ناپليان رفته چهار ماه است كه شيرازهء سلطنت و اساس او را از هم پاشيده و او را در جزيره آلپ فرستاده ، دور او را گرفتهاند و پادشاه روس داخل شهر پاريس شده است . از استماع اين خبر حال صاحبى ايلچى متغير شده فرمودند كه كار بر ما دشوار شد . و روس هوا به هم خواهد رسانيد . يوم بعد كه در تبريز توقف بود ، جناب آصفجاهى وزير الثانى ميرزا ابو القاسم وزير ولد اكبر صاحب عظام قائممقام كه فى الحقيقه به جمع صفات حسنه و اخلاق نيكو آراسته مىباشد و توصيف و تعريف آن جناب و آگاهى از رموز ملكدارى ايشان از حد بيان بيرون است و ذات شريفش شايستهء تمكن مسند وزارت است ، باجناب ميرزا موسى خان برادر ايشان و ابراهيم خان بيات و جمعى از ميرزايان و اعاظم به ديدن صاحبى ايلچى آمده به صحبت و تعارف رسمى مشغول شدند . حاصل قدرى از آن روز گذشته يك نفر از چاكران خاص نواب اشرف و الا به حالپرسى و احضار صاحبى ايلچى آمد . از ظهور اين گونه مرحمت اميدوارى بسيار بجهة صاحبى معظم له حاصل آمده ، نامههاى شاهنشاه عالمپناه را برداشته روانهء حضور نواب اشرف گرديدند . در آنجا با جناب وزير الثانى در خلوت رفته به نظر اشرف رسانيده ، از آنجا در خدمت فلكرفعت نواب اشرف به ملاحظهء سرباز و قشون جنگ و آتشخانه و نظام و استعداد آنها رفته ، بعد از ديدن آنها كمال سرور حاصل نموده ، از آراستگى و انتظام آنها هر چه بيان نمايند زياد است . از آنجا در چادر جناب صاحب عظام قائممقام رفته شب در آنجا موعود بودند و آخر شب عود به منزل نمودند . يوم پانزدهم شهر مزبور به نسبت روز قبل شرفياب حضور نواب اشرف گرديد ، و خدمت صاحب عظام قائممقام نيز رسيده ، معاودت به منزل ، و جمعى به ديدن آمده بودند ، اين شب « 2 » نيز در چادر جناب عظام قائممقام موعود بود . رفته غذا صرف كرده ،
--> ( 1 ) - متن : نهار ( 2 ) - مج : امشب