ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

11

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

رسانيده . دو ساعت از شب گذشته از آنجا حركت و روانهء منزل ميانج گرديديم ، كه مسافت آن راه شش فرسنگ است لاكن به علت عبور از رودخانهء قزل‌اوزن و قاپلان‌كوه راه بسيار صعبى است و چون پل رودخانهء مذكور خراب و منهدم گرديده بود . حسب الامر نواب اشرف در سر پل اسباب تعمير آماده كرده به ساختن آن مىكوشيدند و قريب به اتمام رسيده بود . قدرى ملاحظهء آنجا را نموده و روانهء منزل شديم . در حوالى قريهء ميانج چادر برپا نموده توقف شد . خواستيم كه بطريق روز قبل سيورسات از اهل قريه خريدارى و به مصرف برسانيم اتفاقا اقل السادات ايستاده ملاحظه مىكردم كه چكن صحرا را كه به‌جهة فيل‌ها دركار بود و علف چمن را كه به‌جهة اسبان آورده بودند يك من دويست دينار قيمت گرفته مىدادند . ساير اجناس را از همين قرار مىتوان قياس نمود . چون من اهالى فارس را ديده بودم و ملاحظهء خرابى و حواله‌جات صادرات را در آن ولايت كرده بودم تعجب بسيارى برمن دست داده و حيرت بر حيرت افزوده ، با خود مىگفتم كه البته همين علف و اجناس را اين رعايا به ديگران به قيمت بسيار قليل خواهند فروخت . چگونه است كه به صاحب اختيار مملكت به اين قيمت اعلا فروخته وجه نقد قيمت مىگيرند . از بسيارى حيرت خدمت صاحبى ايلچى آمده كيفيت خريد و فروخت اجناس را بيان كردم . در جواب فرمودند كه تو هنوز نظام مملكت‌دارى و آبادى اين ولايت و آسايش رعاياى آذربايجان را نديده‌اى بىحسابى و اغتشاش امر فارس درنظر تو هست . نظام و آبادى اين مملكت را كه ملاحظه مىكنى متعجب مىشوى و هر قدر بيشتر به روى حيرت و تعجب تو بيشتر خواهد شد . چراكه در اين مملكت حكمران و صاحب اختيار منحصر به نواب اشرف است و جميع امور از قرار دستور العمل و قرارداد جناب صاحب عظام قائم‌مقام است . و بجز مطالبهء ديوانى دينارى وجه از احدى گرفته نمىشود ، و بىحسابى بركسى روى نمىدهد . حتى در اوقاتيكه نواب اشرف خود به دولت از اين راه عبور مىفرمايند يك تخم‌مرغ را هم بدون قيمت از كسى نمىگيرند . نظام و قرار اين مملكت از اين قرار است و صاحب معظم له بسيار افسوس به حال اهالى فارس خوردند . فرمودند كه لله الحمد اهالى اين مملكت به اين طريق در مهد امن و آسايش مىباشند . كاش اهالى فارس هم طريقى مىشد كه هر به چندى بدست تعدى وزيرى مبتلا نمىشدند . بلكه به اين نسبت آن ولايت خراب و ويران و خلق او متفرق نمىشدند . بارى بنحو فرمودهء ايشان من هر قدر بيشتر آمدم و ملاحظهء نظام و آبادى بيشتر كردم حيرت زياده شد ، زيراكه عالم عالم ديگر و خلق خلق ديگر و سامان و نظام ديگر به نظر من آمد . هرجا كه مىرسيدم معمورى و آبادى تازه ميديدم . همچنانكه روزى در عرض راه صاحبى ايلچى ملاحظهء همين دواب را مىكردند . به من فرمودند كه به‌بين و به نظر دقت ملاحظه كن كه نظام مملكت‌دارى و آسايش خلق و طريقهء رعيت‌پرورى به چه مرتبه است . كه دينارى خلاف حساب از كسى گرفته نميشود . بخلاف مملكت فارس كه هرمدت قليلى شصت هفتاد هزار تومان صادر حواله و اطلاق مىشود كه همهء خلق و رعاياى هر بلد از سوء سلوك وزرا كه هر سال تبديل ميشوند متفرق و در آستانه و بقاع‌ها