ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

پيش درآمد 64

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

انفصال يابد ، از طرف دولت خود حاضر است . مطلب سيم : اينكه كلا اگر ولايت متصرفى را رد نمىنمايند ، گرجستان و داغستان متعلق به دولت عليه روس بوده ، مابقى ولايات تصرفى را رد نمايند . و در خسران آنها هم به‌طريقى كه فيما بين قرار يابد باز حاضر است . مطلب چهارم : اينكه پادشاه ايران از همت و جوانمردى مشهور امپراطورى نهايت اطمينان و خاطرجمعى دارد و يقين حاصل است كه خواهش‌هاى او كه در جنب جوانمردى امپراطورى جزئى مىباشد قبول خواهد فرمود و قسمى قرار خواهد داد كه باعث خوشوقتى او و استحكام دوستى دولتين عليتين و نيك‌نامى امپراطور اعظم در همه عالم شده باشد ديگر امر امر امپراطور است . الباقى ايام مستدام باد . به تاريخ غرهء شهر ربيع الاول 1231 مطابق 20 ماه جانورى 1816 عيسوى تحرير يافت . » « 1 » صاحبى ايلچى ترجمهء نامه مذكور را بنا به وعده‌اى كه با گراف نسلرود كرده بود ، خود برداشته به منزل او مىرود ، پس از مدتى مذاكره به منزل خود بازمىگردد . اما طولى نمىكشد كه جنرال نگرى نامهء مذكور را برمىدارد و به منزل ايلچى مىرود و مىگويد نامه را به زبان فرانسه ترجمه كنيد كه در حضور پادشاه برده ترجمه شود . شرح مذاكرهء ميرزا ابو الحسن خان و امپراطور و گراف نسلرود وزير و كارگزاران دولت انگليس تا روز 5 شنبه نهم شهر ربيع الاول 1231 ه . ق . ادامه داشته است كه از متن سفرنامه معلوم است . اما به‌طورى كه در معرفى نسخه‌هاى اين سفرنامه قبلا خوانديد متأسفانه متن مذاكرهء ايلچى را از روز جمعه دهم ربيع الاول 1231 ه . ق . حذف كرده‌اند و آنچه را قراين نشان مىدهد و در تواريخ آن روزگار ثبت‌وضبط است ، ميرزا ابو الحسن خان پس از سه سال سرگردانى و رنج سفر بدون اخذ هيچ‌گونه نتيجه‌اى با دست خالى به ايران برمىگردد . براى اينكه تاحدى دنباله كار ايلچى را روشن كرده باشيم توجه خواننده را به مطالب زير معطوف مىداريم . به‌دنبال پافشارى ميرزا ابو الحسن خان درجهت بازگرفتن شهرهاى ازدست‌رفته ايران و انكار امپراطور و كارگزاران دولت روسيه و ادعاهاى ميرزا ابو الحسن خان مبنى بر اينكه بسيارى از مردم گرجستان خود طالبند كه زير پرچم « پادشاه اسلام‌پناه ايران » زندگى كنند و نيز انكار كارگزاران دولت روس مدعا بر اينكه آنان خود طالب بوده‌اند كه گرجستان به خاك روسيه ملحق شود ، امپراطور در نظر مىگيرد كه براى روشن شدن اين موضوع سفير فوق العاده‌اى به همراه ميرزا ابو الحسن خان ايلچى دولت ايران به دربار ايران گسيل دارد . قرعهء اين سفارت بنام جنرال يرملوف زده مىشود . گرانت واتسون در اين مورد مىنويسد : « در موقع انعقاد عهدنامهء گلستان دولت ايران را وادار به اين گمان كرده بودند كه با تشريك مساعى انگلستان امكان داشت تزار روس قسمتى از خاك ايران را كه بموجب عهدنامهء مزبور تصرف كرده بود مسترد كند . . . مساعى سفير ايران به كلى بيهوده ماند و تمام نتيجهء آن سفارت وعده باطلى از جانب ژنرال الكساندر يرملوف فرمانرواى جديد گرجستان و سفير در دربار ايران بود

--> ( 1 ) - همين كتاب ص 265 .