ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

پيش درآمد 65

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

كه پس از ورود به تهران موضوع را مورد مذاكره قرار دهد . ژنرال يرملوف در راس هيأتى باشكوه تمام به ايران آمد و حامل هدايائى گرانبها بود تا فكر شاه را متوجه عظمت روسيه سازد . . . » « 1 » نمايندهء تزار مىخواست كه شاه با وى در حمله به سلطان عثمانى همدست شود . چنان كه عقل حكم مىكرد شاه از تحريك خصومت با باب عالى اجتناب ورزيد . ژنرال يرملوف « سپس تقاضا كرد كه به نيروى روس از راه استرآباد و خراسان اجازه عبور به‌منظور حمله به خانهاى خيوه داده شود ، اما فتحعليشاه و عباس ميرزا از تمام خواسته‌هاى او سرباز زدند و قبول نكردند . بناچار ژنرال يرملوف متقابلا رويه سختى در پيش گرفت و حاضر به استرداد يك وجب از زمينى كه قواى روس از ايران گرفته بودند نشد » « 2 » . با بازگشت ژنرال يرملوف ، كم‌كم به دامنهء اختلافهاى مرزى ايران و روسيه كه در عهدنامهء گلستان به آنها خاتمه داده نشده بود ، دامن زده شد و هنگامى كه هنوز الكساندر يرملوف فرمانده سپاه روس در قفقاز بود ، جنگ دوم ايران و روس آغاز گرديد كه آن نيز مبحث جداگانه‌اى است . نگارنده اذعان دارم كه مقدمه كتاب تاحدى به‌طول انجاميد ، اما از حقيقت نگذريم كه هنوز مطالب بسيارى براى روشن شدن علت و چگونگى عهدنامهء گلستان در پردهء استتار مانده است . از اين‌روست كه نگارنده وظيفه خود ميدانست ، تا جائى كه امكان دارد در روشن شدن گوشه‌هاى روشن نشدهء چگونگى جنگ و صلح بين ايران و روسيه پرده بردارد ، و نيز سعى كند كسانى را كه در اين عهدنامهء ننگين دست داشته‌اند باز شناخته شوند . در پايان ، از دوستان بزرگوارم آقايان عبد الحسين آذرنگ ، چنگيز پهلوان و محمد حسين دانشى كه اين كتاب را جزو كارهاى اسنادى « مركز اسناد فرهنگى آسيا » پذيرفتند ، و نيز از دوست ديرينه‌ام آقاى قصيرى كه پس از تصحيح كتاب ، زحمت بازخوانى آن را به‌عهدهء قبول گرفت و نكات بسيارى را به نگارنده يادآورى فرمود ، صميمانه تشكر دارم . همچنين از دوستان و عزيزان ديگر ، آقاى فرامرز طالبى ، سركار خانم سودابه لاهوتى ، ميرسيد يوسف شريفى ، حسن سلمانى ، و منيژهء فرجى ، كه هر يك به‌طريقى در تصحيح و چاپ و فراهم آوردن برخى از مواد اين مقدمه مرا يارى كردند صميمانه سپاسگزارم . تهران دوم - آبان 1357 محمد گلبن

--> ( 1 ) - واتسن ، گرانت « تاريخ ايران » ترجمهء وحيد مازندرانى ، چاپ دوم اميركبير ، تهران ( 1348 ) ص 177 - 178 . ( 2 ) - همان كتاب ص 178 .