ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
پيش درآمد 58
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
در اين هنگام نامهاى از امپراطور به دوى مايور نايب وزير مىرسد كه در آن نامه ، دربارهء ميرزا ابو الحسن خان مىنويسد : « ايلچى بزرگ دولت عليه ايران را كمال نوازش و عزت و حرمت كرده باشيد و به او بگوئيد كه چون منازعه فيما بين ما و ناپليان واقع است زمان ملاقات چندى تأخير دارد . در اين باب نقارى به خاطر خود راه ندهيد كه بعد از انتظام امور روانه پتربورغ خواهيم شد و مطلب او را بهطريق خاطرخواه انجام خواهيم داد . » « 1 » چند روز قبل از ورود نامهء امپراطور ، در روز جمعه 15 رجب 1230 جنرال بساناويچ عازم حضور امپراطور مىشود . ميرزا ابو الحسن خان نامهاى در جواب نامه امپراطور مىنويسد و به توسط بساناويچ ارسال مىدارد كه نامه چنين آغاز مىشود : « شاهنشاها امپراطور اعظما دام ظله . حال التحرير عريضه كه عاليجاه جنرال بساناويچ عازم بزم حضور امپراطور مىبود اين دولتخواه بر خود لازم دانست كه مراتب مهماندارى و خدمات و تصديعات كه جنرال مذكور كشيده و نسبت به اين دولتخواه بهعمل آورده ، معروض رأى امپراطورى نمايد . الحق در هر باب دولتخواه را از خود راضى و خشنود گردانيده و كمال رضامندى از رفتار او دارم . ديگر امر امر امپراطور اعظم است و چون حال مشاراليه روانهء درگاه فلك بارگاه امپراطور اعظم بود لازم ديد كه شرح حال و كيفيت احوال خود را به خدمت فلك رفعت امپراطور اعظم عرض نمايد كه الحال زياده از مدت يك سال است كه اين دولتخواه از دار السلطنه طهران روانه گرديده ، نظر به اينكه آن شاهنشاه اعظم در دار السلطنه پتربورغ تشريف نداشتيد ايام زمستان را در مسقو به سر برده و حال سه ماه است كه به پتربورغ رسيده ، چون از شفقت و مرحمت امپراطور اعظم در همهء منازل راه به اين دولتخواه بسيار محبت و مهماندارى نمودهاند ، و علاوهبر آن هم از راه دولتخواهى تمنا دارم كه دوستى و اتحاد دولتين عليتين ، كمال استحكام پذيرفته ، امورات دو دولت عليه به خوبى و خوشنودى طرفين گذشته باشد . آن محبت و مهماننوازى عرض راه را به شاهنشاه جمجاه خود عرض كردم . حال جواب آن به اين دولتخواه رسيده و شاهنشاه من ، از اين دولتخواه بسيار آزردهخاطر گرديده ، و مرقوم فرمودند كه معلوم مىشود كه بر تو در هر خانه و هر مكان خوش گذشته كه مدت يك سال و چيزى است كه رفتهاى و هنوز خدمات محوله به تو ، صورت انجام بههم نرسانيده ، اين دولتخواه اخلاصپناه بسيار از غضب دستخط شاهنشاه خود تشويش بههم رسانيده ، و مىدانم كه عذرهاى اين دولتخواه بهعلت اين توقف بسيار در اينجا در آن سركار پذيرفته نمىشود ، زيرا كه اگر اين اخلاص كيش عرض نمايم كه اعليحضرت امپراطور اعظم در پاىتخت خود تشريف نداشتند قبول نخواهد كرد . بهجهت آنكه قانون چنين نبوده ، در ميان پادشاهان آسيه كه پادشاه به سفر بعيده برود و مملكت او اين قسم در مهد امنوامان و اهالى آنجا در آسايش بوده باشند . بهرحال اين دولتخواه دست از جان خود برداشتهام ، اما به اميدوارى شفقت و مرحمت و سخاوت امپراطور اعظم اميد حيات برخود باقى گذاشتهام كه اگر امپراطور اعظم حكم بفرمايد اين دولتخواه با دو سه نفر آدم خود با پست روانهء حضور امپراطور اعظم به هر كجا كه بوده باشد باشيم و اگر اين امر ممكن نباشد و حكم احضار نفرمايند التماس دارم كه از وفور شفقت
--> ( 1 ) - همين كتاب ص 188 .