ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

پيش درآمد 43

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

كلى نخستين سفر خود را به ايران ياد كرده است و نيز مىافزايد جونز « نسبت به اوضاع و مسائل سياسى ايران علاقمند بود و با پاره‌اى از رجال دربارى مانند ميرزا عيسى فراهانى مشهور به ميرزا بزرگ قائم‌مقام دوستى ديرينه داشت . » « 1 » پس از نخستين فرستادهء ناپلئون و آمدن ژوبر به دربار ايران ، جونز به توسط نامه‌اى از قائم‌مقام بزرگ مىخواهد كه رابطهء دوستانه بين ايران و انگليس برقرار شود . آقاى طاهرى مىافزايد « دو سال پس از ورود آمده ژوبر به تهران دولت بريتانيا درصدد برآمد . . . سياستمدار كارآمد با تجربه و زباندانى را براى عقد پيمان اتحادى به دربار فتحعليشاه روانه سازد . قرعه بنام جونز اصابت كرد . » « 2 » جونز مدتى بر اثر گرفتاريهاى ديپلوماتيك سفرش به ايران به تأخير افتاد . هنگامىكه به ايران آمد قطعه الماس بزرگى به‌عنوان هديه براى فتحعليشاه آورد كه گفتند آن الماس را در هر ج‌ومرجى كه بدنبال مرگ كريم خان زند در ايران درگرفت پنهانى آن را از ايران به هندوستان بردند » « 3 » بالاخره جونز بدنبال مأموريت خود از لندن عازم هندوستان شد تا با دستورات از هندوستان عازم ايران شود . آقاى طاهرى مىافزايد . . . « مسافرت جونز از بندر پرتسموث تا بمبئى شش ماه طول كشيد . سرانجام در بيست و ششم ماه آوريل 1808 ميلادى ناو سفاير در كرانه بمبئى لنگر انداخت و نخستين پيامى كه به سرهارفور جونز دادند آن بود كه جان ملكم به سفارت از جانب فرماندار كل جديد هندوستان لردمينتو عازم ايران شده است » به هر تقدير هارفورد جونز كه از اين بىاعتنائى و مداخلهء بىمورد لردمين‌تو فوق العاده رنجيده بود صلاح كار در آن ديد كه رفتن ملكم و اهانت فرماندار جديد را ناديده انگارد و به لردمين‌تو پيام فرستاد كه تا نتيجهء مذاكرات جان ملكم در ايران آشكار نشود وى در هندوستان خواهد ماند . درنگ سفير جديد در حدود چهار ماه و نيم به درازا كشيده و سرانجام همين‌كه خبر آمد ملكم با دست خالى بازمىگردد . . . به جونز رخصت حركت به‌سوى تهران داده شد . در چهاردهم ماه اكتبر 1808 ميلادى يك ماه و دو روز پس از حركت از بمبئى ، جونز و همراهانش به بوشهر رسيدند . . . و از بندر بوشهر عازم شيراز شدند . اما در نظر بود كه جونز در شيراز بماند تا خبرى از اقدام‌هاى ملكم از هندوستان برسد . اما به‌سبب نامه‌هاى محرمانه‌ايكه جونز به ميرزا بزرگ نوشت عازم تهران شد . « ژنرال گاردان نمايندهء ناپلئون بناپارت همه‌گونه توطئه مىكرد تا مانع از آن شود كه جونز به دربار فتحعليشاه راه يابد » « 4 » جونز در اين سفر با مشكلات بسيار روبرو بود . اول فرماندار كل هندوستان با او روى موافقت نداشت . دوم گاردان پيوسته در كار كارشكنى او بود . اما بزرگترين مشكل جونز اين بود كه بدون اخذ نتيجه‌اى فرماندار او را به بازگشتن دعوت نموده بود . ولى « جونز موكدا گفت من به دلائل چندى هر گز قدم از خاك ايران بيرون نمىگذارم . » « 5 » و از شيراز عازم اصفهان و تهران شد . ميرزا

--> ( 1 ) - طاهرى ابو القاسم تاريخ روابط بازرگانى و سياسى انگليس و ايران ، انجمن آثار ملى ، ش 117 ، جلد 1 ص 350 - 356 . ( 2 - 3 ) - همان كتاب ص 358 - 365 . ( 4 - 5 ) - همان كتاب ص 358