ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

پيش درآمد 35

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

تغيير دهد . » « 1 » در اين حال ژنرال گاردان شرح ورود ملكم را به خليج فارس يادآورى مىكند و به وزير دولت خود مىنويسد : « اعليحضرت فتحعلى شاه ، اول كسى بود كه با جلوگيرى از ورود انگليس‌ها به خاك ايران و نپذيرفتن هيچ‌يك از فرستادهء آن دولت كه رياستشان را ملكم داشت ، به شرايطى از « عهدنامهء اتحاد » كه متعهد اجراى آن‌ها شده بود ، عمل كرد . پادشاه ايران شكى ندارد كه شما كه نمايندهء دولت فرانسه در دربار تهرانيد اين اعتراضات را كه از روى كمال دوستى و علاقه به اتحاد است به مسامع پادشاه متبوع خود خواهيد رسانيد ، و مراتب و داد اتفاقى را كه شما غالبا به نام امپراطور فرانسه ، آن‌ها را يادآور مىشديد گوشزد امپراطور خواهيد نمود » « 2 » . . . و نيز مىافزايد : « به‌علاوه تقاضاى ما اين است كه تا رسيدن قاصد روس ، از تبريز به تهران و تسليم مراسلاتى كه از مارشال گودوويچ براى شما دارد از گرفتن تصميمى خوددارى نمائيد . . . » من به ميرزا شفيع گفتم كه اظهارات او تمام صحيح است ، و همان‌طور كه او گفته بايد منتظر رسيدن مراسلاتى كه احتمال دارد مارشال به من نوشته باشد بشوم ولى به او اطمينان دادم كه من تمام مساعى خود را به خرج خواهم برد كه كنت گودوويچ به قطع ارتباط با ايران مبادرت ننمايد . چه ، مىدانم كه اين حركت مطابق پسند دربار فرانسه نيست و حضرت‌عالى هم در مراسله‌اى كه به تاريخ 24 مه - ( 28 ربيع الاول ) از شهر به اين مرقوم داشته دستور داده بوديد كه در نزديك ساختن ايران و روسيه به يكديگر تمام وسايلى را كه در دست دارم به كار به برم . ميرزا شفيع به اين بيان صريح من ، كمال احتياج را داشت . . . دو مراسلهء مارشال شخصا او را طرف بىميلى شاه قرار داده بود و فتحعلى شاه بعد از ملاحظهء آن‌ها با او به وضعى رفتار كرد كه چندان عادى شمرده نمىشد . يعنى با كمال غضب از او روگردانيد و گفت كه معلوم مىشود تاكنون مرا فريب مىداده‌اند . » « 1 » براى روشن شدن موضوع در زير قسمت‌هائى از نامه‌اى را كه مارشال گودوويچ براى عباس ميرزا ، درباره صلح آورده ، و عباس ميرزا به سبب ناراحتى از وعده‌هاى خلاف كارگزاران دولت فرانسه آن را از هم دريده است در زير مىآوريم . در اين نامه از طرف فرماندهء روس خطاب به عباس ميرزا آمده است : « يك بار ديگر كه دفعه آخر خواهد بود ، حضور اقدس ولايتعهد را يادآور مىشوم كه دولت عظيم الشان روسيه فقط در صورتى به عقد صلح حاضر است كه دولت ايران شرايطى را كه پيشنهاد كرده‌ام به پذيرد . و آن قبول مجارى خطوط كورا ، و ارس و آرپاچاى ، است . به‌عنوان سرحد دولتين و امضاء عهدنامه‌اى از طرفين بدون فوت وقت . چون من شخصا طالب خيرم و تاكنون چندين بار امتحان آن را حضور حضرت اقدس ولايت عهد داده‌ام در اين باب از اظهار عقيدهء خويش خوددارى نخواهم كرد . و نظر به احترامى كه نسبت به آن مقام محترم دارم با كمال صميميت آن را بيان خواهم نمود .

--> ( 1 - 2 ) - مأموريت گاردان ص 106 .