ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

پيش درآمد 36

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

مرقومهء حضرت وليعهد كه به توسط فتحعلى خان نورى رسيد مشعر بر حدود قديمهء ايران و دعاوى آن دولت در آن باب بود . از اين ولاياتى كه دعوى تصرف آنها را داريد و حاليه اعليحضرت امپراطور روسيه ، پادشاه معظم من ، بر آن‌ها مستولى است قسمت عمده را قواى مظفر ما به قدرت شمشير گرفته و بقيه نيز به ميل طبيعى تبعيت امپراطور روسيه را پذيرفته‌اند . » « 1 » از قسمت متن نامه‌اى كه در بالا ذكر شد روشن است كه ديگر پاى وساطتى از كسى در ميان نيست . چراكه فرماندهء قواى روس آب پاكى را روى دست عباس ميرزا ريخته و يادآور شده است كه اگر به همين صورت فعلى وارد مذاكرهء صلح نشويد دامنهء جنگ را توسعه خواهيم داد ، و در ضمن اشاره مىكند كه « از طرفى اين ولايات هيچ‌وقت ، از اصل كاملا جزء ايران محسوب نمىشده ، و از طرفى ديگر دولت روسيه براثر عظمت و قدرت فوق العاده ، و زور سرنيزه ، و وسعت فتوحات ، حق آن را دارد كه هر سرحدى را كه مطابق ميل اوست به خواهد ! ! و دعاوى شديد نيز بنمايد . » « 2 » نويسنده اين نامه از مطالب جزئى درمىگذرد و اشاره به امور كلى مىكند كه : « اعليحضرت امپراطور ، مخدوم من ، چون نيتى جز استحكام روابط حسنه با همسايگان خود ندارد . و ايران نيز يكى از آن جمله است ، براثر احساسات عدالت‌خواهانه و حفظ حيثيت حاضر است به امضاء صلحى كه ايران خواسته مبادرت كند ، و به ايران راحت و فراغت به‌بخشد . و هم‌چنين بار ديگر مسئله حدود مرزى را مطرح مىكند و مىنويسد : « راجع به خطوط سرحدى . . . پادشاه معظم من ، به‌وضع حاضر ايران نظر دارد و از همه بيشتر جانب انصاف را رعايت مىنمايد به همان شرايطى كه امروز علنى شده ، قناعت مىورزد . و اين شرايط كه من آن‌ها را به اطلاع والاحضرت رسانده‌ام ، بايد بدون هيچ‌گونه تغيير و تبديل اساس صلح آينده محسوب شود . » « 3 » اما دعاوى ايران درباب نواحى مجاور « كه امروز تحت تصرف اعليحضرت امپراطور روسيه قرار دارد ، به‌كلى بيجاست . مخصوصا با وضع خطرناكى كه امروز ايران دارد . فكر آن نيز باعث تعجب من است . چه اين قبيل دعاوى به كلى از دوستى دور و به‌نظر من در حكم اعلان جنگ ملتى است . » « 4 » نامهء بالا در مورد وضع ايران ، و برخى از طغيانهاى داخلى و درگيرى ايران با پادشاى بغداد و نيز موقعيت قواى روسيه ادامه مىيابد و مىافزايد « در صورتى كه دربار ايران [ فعلا ] گرفتار اين مشكلات وخيم است ، آيا حاليه موقع آن است كه دولت مذبور بر عدد دشمنان خود بيفزايد ؟ و به ادعاهاى غرورآميز خشم مملكت مهيبى مثل روسيه را برضد خود برانگيزاند » ؟ « 5 » در اينجا نبايد از حق گذشت كه پاره‌اى از مطالب اين مكتوب خالى از واقعيات نيست . اما آنچه در اين نامه بيشتر مورد نظر است ، جنبه‌هاى روانى ، و بلندپروازى ، كار گذاران دولت روسيه را نشان مىدهد كه نظر دارند كه از اين طريق هم كه شده ايران را در دادن شرايطى بهتر وادار به صلح كنند . و الا از اين قسمت نامه پيداست كه نويسندهء

--> ( 1 - 2 ) - همان كتاب ص 108 - 109 . ( 3 - 4 - 5 ) - مأموريت گاردان ص 110 - 111 .