ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
269
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
[ فصل هشتم : بازگشت به ايران ] وضع شهر و جمعيت و ساير اوضاع حاجى ترخان از اين قرار است : و از آنجا به پتربورغ و محال روس مىبرند . و اين عرض راه براى منازل راه هموار و در منزل - خانهها اسب خوب بسيار و بعضى منازل راه تل و ماهور و جوب و جدول بسيار دارد و در منزلخانهها اسب كم و بسيار بداست و تمام جماعت قزاق « 1 » ساكن مىباشند دولت و مال و حشم و گاو و گوسفند و اسب بسيار دارند ، اما كثرت و جمعيت خلق ملاحظه نشد و از حاجى ترخان تا شهر چركس كه مجموع متعلق به اينها هست به قدر هفت هشت - هزار خلق به همه جهت برنيامد . مرد آنها و سوار ايشان را نديديم . مشخص شد كه در دعواى ناپليان بر طرف شدهاند و نيستند ، يا به محال ديگر رفتهاند و در خانههاى خود نمىباشند . بههرحال كثرت آنها را نديديم لكن آنها كه بودند در همانجا و شهرها و قراء در سر راه صاحبى ايلچى آمده اقسام مهماننوازى و تعارف رسمى و عزت و احترام به عمل مىآوردند و به همان نسبت تا به شهر چركس رسيديم ، جنرال ؟ « 2 » بزرگ آنجا با تمامى بزرگان به استقبال آمده به عزت و احترام تمام در مكان مرغوبى [ فرود آمديم ] « 3 » . يوم شنبهء 15 : در شهر چركس توقف بود صبح بعد از ناهار « 4 » جنرال « 2 » به - ديدن آمده و از هر جا صحبت در ميان بود ، كه در تعمير گاريت و عرادهها سعى كرده شايد به تمام برسد و شب از آنجا حركت و روانه شويم آن روز را در آنجا بسر برديم . يوم يكشنبهء 16 : قريب به ظهر از چركس روانه و شب و روز را مىآمديم تا از شهر استراپل و به شهر قسطنتين و قراء و دهات و منزلخانهها عبور نموديم و همهجا اسب عوض مىكرديم و سوار قزاق « 1 » در هر منزل جمعى همراه بودند و همهجا همراهى مىكردند تا اينكه بعد از 540 ورث راه در روز چهارشنبهء 19 شهر مزبور وارد يكورسكه شديم ، به ورود آنجا چندين توپ به استقبال انداختند ، جمعى به استقبال آمدند و عزت و احترام بسيار كردند اما در اين راه همهجا سالدات صد نفر ، دويست نفر ، پانصد نفر ، بيشتر ، كمتر در قراء و منزلخانهها توقف داشتند . ورود يكورسكه نيز جمعى بزرگان روس و سالدات بسيار بودند در حين ورود جنرال كورنادر آنجا با جمعى به استقبال
--> ( 1 ) - متن : غزاغ ( 2 ) - متن : عنوان سفيد است ( 3 ) - افتادگى داشت قياسا تصحيح شد ( 4 ) - متن : نهار