ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
248
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
و فيلان و اسبان را در پيش رو كشيده ، و آنها هر يك مجموعهاى در سر دست گرفته ، از عقب آنها مىرفتند . تا داخل سراى پادشاهى شدند . يوم پنجشنبهء چهارم : طلوع صبح صاحبى ايلچى قدغن نمودند كه تمامى ايتام و عملهجات و همراهان ايشان ، تغيير لباس داده و همگى خود را از هر جهت آراسته گردانيده ، مصمم رفتن خانهء پادشاه شوند . آن ساعت كنياز سالهقف كه اعظم بزرگان آنهاست و در يوم استقبال او را با اساس تمام نزد صاحبى ايلچى در خارج شهر پتربورغ فرستاده بودند با گاريت شش اسبهء پادشاهى و جمعيت بسيار از اعيان و بزرگان روس و سوار گواردى و سالدات بسيار و بيست سى رأس اسبان پادشاهى به انضمام زين و يراق طلا و ساير دستگاه و اساسى كه در آن روز برپا كرده بودند ، به منزل صاحبى ايلچى آمدند . و انواع احترام بجاى آوردند و اظهار نمودند كه هنگام رفتن خدمت پادشاه است . صاحبى ايلچى قدغن نموده ، كه فيلان را با فيلبانان با تخت و اسباب كشيده برده باشند و از عقب سيزده نفر از ايتام با لباسهاى رنگين ، اسبان و ماديانها را با جلترمه و افسار و رشمهء طلا و نقره و يالپوشهاى رنگين كشيده برده باشند و بعد از آنها به قدر سى چهل نفر ديگر از ايتام با لباس و آراستگى تمام ، هريك مجموعهاى در دست گرفته رفته باشند . و قالى « 1 » ها را روى عراده گذاشته كه بكشند ، و خود سوار گاريت پادشاهى گرديده ، كنياز سالهقف در مقابل ايشان نشسته ، به قدر پنجاه نفر خدمتكاران سراى پادشاهى پياده در اطراف گاريت مىبودند ، و بيدقشير و خورشيد را يكنفر بيدقچى ، در پهلوى گاريت مىكشيد . و سه رأس اسب يدك با يراق مرصع و طلا از مال صاحبى ايلچى پيشروى گاريت مىكشيدند ؛ و ده پانزده نفر سوار از ايتام صاحبى ايلچى ، در كمال آراستگى و اثاث « 2 » در اطراف گاريت بودند . و جنرالها و بزرگان همگى سواره ، در اطراف گاريت مىبودند . گاريت پادشاهى كه همراهان در آن نشسته بودند ، از عقب صاحبى ايلچى مىبود . سوارهء كواردى در پيش رو ، و عقب ، و اطراف به نظام تمام مىرفتند . سالدات بسيار از دو طرف صف كشيده ، ايستاده بودند . و هر به چند قدم ساز و نوا از هرقسم و هر مقوله بنحو روز استقبال مىنواختند . و جمعيت خلق ، از زن و مرد ، و خرد و درشت ، به حدى بود كه دانستن عدهء آنها ممكن نبود ، و تمامى لوازم اكرام و احترام به جاى مىآوردند و به همان اساس و دستگاه و جمعيت و سواره و سالدات و كثرت خلق كه در روز استقبال برپا بود ، از منزل خود تا درب خانهء پادشاه آمديم . در آنجا نيز سوار و پيادهء سالدات و بزرگان بسيار توقف داشتند . نزد صاحبى ايلچى آمده احترام بسيار به عمل آوردند و آنچه لوازم اكرام و عزت بود ، به ظهور رسانيدند . درب خانه پادشاه كه رسيديم اسباب هدايا و گاريت صاحبى ايلچى [ را ] داخل سراى پادشاهى ( كه فضائى بود ) نمودند و باقى خلق در همان درب خانه پياده شده و پياده داخل فضا گرديدند . به درب اصلى خانهء پادشاه رسيدند . در آنجا كه گاريت صاحبى ايلچى رسيد و ارادهء پياده شدن نمودند ، جميع بزرگان و اعزه و اعيان و پاشايان سراى پادشاهى و
--> ( 1 ) - متن : غالى . ( 2 ) - متن : اساس .