ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
244
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
حكم حركت كردن صاحبى ايلچى را از آن مكان فرمود . صاحبى ايلچى نيز حكم كردند كه فيلان را با تخت و زينت تمام ، فيلبانان پيش پيش برده باشند ، و از عقب آنها اسبان هدايا را با زينت و آرايش تمام كه يكيك به دست ايتام صاحبى ايلچى مىبود كشيده باشند . و به عقب آنها بيست نفر از ملازمهاى سركار صاحبى ايلچى كه تمامى شالهاى خوب در سر ، و لباس زرى دربر ، و شالهاى ابرده و شله در كمر داشتند ، و اسلحه و اسباب مرغوب بر خود آراسته كرده بودند رفته باشند . و بعد از رفتن آنها چهار اسب يدك كه يكى مرصع سه رأس ديگر مينا و طلا كه از سركار صاحبى ايلچى بود كشيده باشند ، و بعد بيدقچى با بيدقشير و خورشيد كه خود و اسب او از هر جهت منتهاى زينت و آراستگى داشت رفته باشد ، و بعد از اينها صاحبى ايلچى خود در گاريت پادشاهى نشسته و كنياز سالهقف كه عمدهء اشخاص استقبالى مىباشد ، در همان گاريت مقابل صاحبى ايلچى نيز توقف كرده ، رفته باشند . و از عقب گاريت صاحبى ايلچى نيز گاريت پادشاهى كه حقير و ميرزا عبد الحسين توقف در آن داشتيم ، رفته باشد . و از عقب تمامى اينها هر كس از آنها خواسته باشد آمده باشد ، بيايد . پادشاه و حضرات استقبالى و مأمورين نيز از اين قرار نظام امورات را داده بودند كه : از افواج سوار گواردى كه عدد آنها پانزده هزار سوار مىبود ، فوجى پيشپيش كوكبه و دستگاه صاحبى ايلچى رفته باشند ، و فوجى سمت راست ، و فوجى سمت چپ ، و فوجى عقب به نظام تمام و تمكين مالاكلام به راه آمده باشند . و در اطراف گاريت صاحبى ايلچى ، پنجاه نفر پياده ، موضع خدمتكاران پادشاهى به راه رفته باشند . و در چپ و راست نيز فرتماشلها و جنرالها و بزرگان و اعزه و اعيان و خاصان سراى پادشاهى كه سوار اسب مىباشند ، نيز راه رفته باشند ، و سمت راست راه را مختص ايستادن سالدات كه معادل سىهزار نفر بودند قرار داده بودند ، كه پشتبرپشت يكديگر به نظام تمام ايستاده شده باشند ، و سمت چپ راه را مخصوص اهل شهر ، از مرد و زن ، صغير و كبير ، قرار داد كرده بودند . و ريسمان در همهء را كشيده كه آنها به عقب ريسمان ايستاده باشند و احدى از حد ريسمان تخلف نكند تا در عين عزت و احترام ، صاحبى ايلچى وارد شهر شده باشند . به همين طريق كه تحرير يافت از آن مكان حركت و روانهء شهر شديم . در عرض راه هر چند قدم كه مىآمديم ، جمعى ديگر از بزرگان سواره و پياده قريب به گاريت صاحبى ايلچى مىآمدند و كلاه از سر برداشته تعارفات رسمى و احترام بسيار مىكردند تا داخل دروازهء شهر شدند در آنجا به قدر يكصد عرادهء توپ با جمع كثيرى توپچيان كه در سر هر توپ دوازده نفر توپچى پياده و دو نفر سوار مأمور بودند به استقبال آمده ، و در سر راه ، به نظام تمام ايستاده شدند و احتراماتى كه آئين آنها بود بجاى آوردند ، و چون در هر دستهء سالدات كه هزار نفر مىباشد ، يكدستهء سازنده ، كه مساوى سى نفر هستند و اقسام سازها و طبلها و بالابانها در دست دارند . مأمورند كه در هنگام حركت و آمد و شد بهرجا و ايستادن بهرمكان به قانونى كه دارند ساز و نوا نواخته باشند . در همين روز هم در سر همه جوقهء سالدات يك نفر جنرال سوار و چند نفر افيسر و يكدستهء سازنده در كمال آرايش و تنقيه ايستاده بودند به محض اينكه گاريت صاحبى