ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
237
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
چندين دفعه پادشاه و زن و مادر و خواهرهاى پادشاه و برادران او به تواتر نزد صاحبى ايلچى آمده هر يك نوازشى تازه و اظهار محبت و رأفت بىاندازه مىنمودند ، و به زبان انگريزى و اروسى با صاحبى ايلچى صحبتها مىداشتند و همهء مردم در آنجا به عيش و طرب و رقص و صحبت مشغول بودند . چون صاحبى ايلچى به علت بسيارى كثرت و جمعيت و رقص كردن آنها و ايستادن ، طالب اندك استراحتى بودند ، بعد از مدت زمانى از آن مكان به مكان ديگر رفته ، كه فى الجمله استراحتى حاصل شود ، و ساعتى نشسته باشند . وارد اين مكان كه شدند ، مشخص شد كه اين اوطاق اوطاقى است كه در هنگام ديوانخانه نشستن ، پادشاه در آنجا آمده در روى تخت مىنشيند و مردم به دربار او حاضر مىشوند . وسعت و زينت اين اوطاق از حد قياس بيرون است . در اطراف آن ستانهاى بلندقد قوىهيكل از سنگ مرمر تراشيده و منقش كرده ، نصب كردهاند . و تمام سقف آن را تصاوير فرنگى به اقسام مختلف كشيدهاند . چهلچراغهاى طلا و نقرهء متعدد آويختهاند ، شمعدانهاى بسيار بزرگ ، از هر قسم و هر مقوله ، در اطراف چيده و گذاشتهاند . تخت پادشاهى در صدر اوطاق گذاشته شده ، قدرى اطراف تخت را به تركيب خاص از كف زمين بلند كردهاند . و تنقيه و زينت و وسعت اين اطاق بسيار است . صاحبى ايلچى كه وارد شدند ملاحظه شد كه در اينجا صندلىها گذاشته شده و بسيارى از بزرگان و اعيان و زنان ، جوقهجوقه نشسته قمار مىبازند . و بازيها مىكنند و قمار - بازى هم در ميان اين طايفه عموما شيوع غريبى دارد . و كم كسى يافت مىشود كه شبى و روزى مشغول قماربازى نشود . برد و باخت فيما بين آنها بسيار اوقات ، چهل پنجاه هزار تومان اتفاق افتاده ، مذكور مىشد كه يكى از اكابر و اعيان آنها دولت بىنهايتى داشته ، شبى به قماربازى مشغول مىشود ، و تمام دولت خود را مىبازد و باز بر سر اثاث « 1 » البيت و خانه بازى مىكند آنها را [ نيز ] مىبازد ، باز بر سر زن خود بازى مىكند آن را هم مىبازد ، حريف زن و مال و خانه و اسباب را تصرف مىكند . آن شخص از وفور غصه ، يك روز بعد بر طرف مىشود . اين معنى به عرض پادشاه مىرسد ، قدغن مىشود كه بازى قمار را موقوف دارند . بنابراين حال قليل احتياطى مىنمايند ، لكن باز شيوع كامل دارد ، و بسيار ملاحظه و شنيده شده كه دو نفر آدم در يك روز يا يك شب ده هزار تومان ، پنج هزار تومان ، دو هزار تومان ، كمتر بيشتر برد و باخت كردهاند . خلاصه بعد از ملاحظهء آنها صاحبى ايلچى در مكانى قرار گرفتند چون قاعده اين است كه در اين قسم شبها كه در هر جا اساس ضيافت و رقص برپا مىشود ، و مردم جمع مىشوند ، پيشخدمتان قهوه و چاى « 2 » و بعضى شربتهاى ديگر در مجموعه و فنجانها كرده و در ميان خلق گردش مىكنند ، هركس از زن و مرد ، هرچه ميل دارد برداشته صرف مىنمايند . و بسيارى شيرينىآلات و ميوه و پارهء چيزهاى ديگر ، نيز در ظروف كرده به اطراف خلق گردش مىنمايند . هركس هر چه خواهد برداشته صرف مىنمايد . در آنجا قهوه و چاى « 2 » بهجهت صاحبى ايلچى آوردند ، و صرف كردند . پادشاه و مادر خود نيز وارد اين
--> ( 1 ) - متن : اساس ( 2 ) - متن : چاهى