ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

238

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

مكان شدند ، و نزد پيشخدمتان رفته ، قدرى شربت و آبليمو صرف نموده ، نزد صاحبى ايلچى آمدند و پادشاه به زبان انگريزى باز تعارفات و نوازشات و دلجوئى بسيار به صاحبى ايلچى كرده ، ايشان هم جواب‌هاى متين مىدادند . و او گذشته مادر پادشاه نزد صاحبى ايلچى آمده به زبان اروس اظهار محبت و مهمان‌نوازى بىنهايت با ايشان كرده ، بعد مجدد عود به مكان رقص نمودند . صاحبى ايلچى در همين اوطاق بودند . بزرگان و زنانى كه در اينجا حضور داشتند ، هريك نزد صاحبى ايلچى آمده تعارفات به جاى مىآوردند ، تا اينكه هنگام صرف غذا شد . پادشاه و مادر و متعلقان او ، و صاحبى ايلچى و ساير مردم به اوطاق ميزخانه رفتند . آنجا مكانى است كه وسعت آن زياد از بعضى مكان‌هاى ديگر است ، و تمام اطراف آن اقسام درخت مركبات و گلها و رياحين بسيار در صندوق‌ها و كلوك‌ها در ميان گل گذاشته چيده‌اند . و نارنجستانى برپا كرده‌اند و ميزهاى متعدد دو سه فقره گسترده بودند ، و اسباب طلا و نقره و بلور و بارفطن و شمعدانها به آئين خود در بالاى ميزها گذارده بودند . و در چهلچراغها و شمعدان‌ها و اطراف آن مكان به قدر سه چهار هزار شمع كافورى روشن كرده بودند . يكى از آن ميزها كه خاصهء پادشاه و اندك از ساير آنها كوچك‌تر بود ، صاحبى ايلچى را نشان داد در صدر آن در مكانى كه پادشاه خود مىنشست نشانيدند و اطراف صاحبى ايلچى زن و همشيره‌هاى پادشاه و شوهرهاى آنها كه از قرال‌هاى فرنگ آمده بودند كه آنها را تزويج نمايند ، نشستند و لاردكلرك ايلچى بزرگ دولت انگريز و چند نفر بزرگان و دو سه نفر زنان ايشان نيز در سر همين ميز نشستند ، و قرار گرفتند . ساير زنان و مردان هر يك در سر ساير ميزها به جا و مكانى كه شايستهء آنها بود رفته نشستند و مشغول صرف غذا شدند ، پادشاه و مادر او ، در جائى توقف نكرده در ميان راه مىرفتند ، و ملاحظه مىكردند . به قدر پنج شش دفعه در بين صرف غذا ، پادشاه نزد صاحبى ايلچى آمده و دست در سر دوش صاحبى ايلچى گذاشته و اظهار محبت و رأفت و تكليف صرف غذا نموده و مذكور كرد كه شراب صرف نمائيد . صاحبى ايلچى جواب گفتند كه : صرف شراب آئين ما نيست و نخواهم خورد . پادشاه حكم كرد بير انگريزى كه آب جو است به‌جهت صاحبى ايلچى آوردند . و تكليف صرف كردن نمود ، صاحبى ايلچى صرف ننمودند و پادشاه مذكور فرمودند كه شما خاطر جمع داريد كه در يك هفتهء ديگر من اساس و دستگاهى به جهت استقبال شما برپا خواهم نمود كه تا اين زمان چنين عزت و احترامى به جهت احدى در هيچ جا واقع نشده باشد . و كسى نكرده باشد . اين شب شما مهمان مىباشيد و هنوز به رسم ايلچى بزرگ بودن ، من شما را نديده‌ام ، اين قسم نوازشات بسيار مىنمود . و هم‌چنين مادر پادشاه ، چندين دفعه نزد صاحبى ايلچى آمده ، هر چيز را تكليف خوردن مىنمود و اظهار محبت و مهمان‌نوازى مىكرد . به همين طريق پادشاه و مادر او گردش مىنمودند و خلق را تكليف صرف غذا مىكردند . تا اينكه همگى غذا صرف كرده ، از آن مكان برخاسته « 1 » ، به مكان اول كه محل رقص و بال بود آمدند . و در آنجا به طريقى كه پيش تحرير [ شد ] قدرى ديگر زن

--> ( 1 ) - متن : برخواسته