ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
236
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
همراهى نمودند ، تا به مكان توقف مادر پادشاه رفتيم . او هم از هر مقوله جواهرات بسيار ، خاصه مرواريد درشت و الماس ، زينت سر بر آغوش و گردن خود كرده بود و ملاقات او هم بدون تغيير به وضع ملاقات زن پادشاه واقع شد . و از آنجا بيرون آمده ، به مكان برادران و همشيرههاى پادشاه رفتيم ، و هر يك آنها را به قسمى كه شايسته بود ملاقات كرده هر كدام كه زبان انگريزى را آموخته بودند با صاحبى ايلچى تكلم مىنمودند و تمامى ايشان عزت و محبت و احترام بسيار نسبت به - صاحبى ايلچى به عمل آوردند . بعد از فراغ از اين فقرات ، به اتفاق همگى همراهان به اوطاقى كه محل رقص و مكان بال مىگفتند رفتيم اوطاقى است بسيار وسيع سقف و ديوار و اطراف آن تمام منقش ، تصويرات بسيار و آينههاى بلندقد ، و چهلچراغهاى طلا و نقره ، و شمعدانها و هر مقوله اثاث و اسبابى كه آئين ايشان است در آنجا بىحد و بسيار مىبود . و تقريبا به قدر سه چهار هزار شمع كافورى در تمامى اطراف در شمعدانها و چهلچراغها مىسوخت ، كثرت بسيارى از زنان و دختران تمام بزرگان و مردان ايشان در آن مكان بود ، و هر يك از زنان و دختران به قدر حال الماس و جواهرآلات بسيارى از هر چيز و هر مقوله زينت برودوش و زيب گردن و آغوش خود ساخته ، به آئين خود لباسهاى لطيف پوشيده ، سر تا حد پستان باز و آهنگ رقص و عشرت بر خود ساز كرده بودند و مردان نيز در آنجا گردش مىنمودند . صاحبى ايلچى كه وارد آن مكان شدند ، تمامى زن و مرد ايشان نزد صاحبى ايلچى آمده ، بعضى به زبان انگريزى پارهاى به لفظ اروسى تعارفات و تواضعات رسمى به جاى مىآوردند . در آنجا قدرى توقف و با آنها گفتگو و صحبت در ميان داشتند ، كه آثار آمدن پادشاه ظاهر گرديد . صاحبى ايلچى در مقابل آن درى « 1 » كه پادشاه وارد مىشد ايستادند و تمامى آن زنان و مردان ، به نظامى كه دارند ايستاده شدند . ابتدا به قدر يكصد نفر از بزرگان و باشيان كه تمامى لباس آنها كلابتون و پولكدوز است پيش پيش آمدند ، بعد پادشاه دست مادر خود را در دست گرفته ، وارد و در [ جلو ] در « 2 » اوطاق ايستاده شد و كلاه از سر برداشته در دست گرفته ، تعارف و برخوردى به تمام اهل آن مجمع نمود . و پيش آمد و از عقب آن ، زن پادشاه و همشيرههاى او و دامادها كه تازه از هر قرال به جهت گرفتن آنها آمده بودند وارد آن مكان شدند . تمام خلق نيز تعظيم و تكريم به جاى آوردند . بعد از ورود ، پادشاه ابتدا دست مادر خود را گرفته و به آئين خود به گردش و رقص مشغول گرديد . جمع كثيرى سازنده و نوازنده ، در مكان علىحده « 3 » كه در بلندى واقع بود مرئى « 4 » نبود كتابها و شمعدان در پيش روى خود گذاشته و هر يك سازى به تركيب غريبى در دست گرفته و ملاحظهء كتاب مىكردند . و از روى كتاب ساز و نوا مىنواختند . پادشاه قدرى كه با مادر خود رقص و گردش نمود ، بعد نزديك يكيك زنان و دختران بزرگان كه در آنجا حضور داشتند آمده و دست هر يك را در دست گرفته و مشغول رقص و گردش مىشد و بزرگان و اعيان و ايلچيان و سايرين كه در آنجا حضور داشتند نيز هريك دست هر زنى را كه خواسته مىگرفتند و رقص مىكردند . و بعضى هم دست زن و مادر و خواهرهاى پادشاه را گرفته رقص و گردش مىنمودند . و در بين رقص و گردش
--> ( 1 ) - متن : دربى ( 2 ) - متن : درب ( 3 ) - متن : علاحده ( 4 ) - متن : مرعى