ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
233
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
هروقت حضور ندارد ، آن را برميدارند . طلوع صبح صاحبى ايلچى آدمى فرستاد كه ملاحظه نمايند . خبر رسانيدند كه علم برپا شده است ، مشخص شد كه پادشاه بىخبر وارد گرديده ، قدرى از روز گذشته ملاحظه نموديم كه جوانى بلندقامت و نيكوصورت با شأن و شوكت تمام يكه و تنها از روى سنگبند خيابان كوچهء درب منزل ما عبور مىنمايند و درشكه دواسبهاى ، يك نفر آدم را عقب او مىكشد ، و لباس به طريق تمام خلق اروس بلاتفاوت دربر دارد . مشخص شد كه پادشاه است ، و پياده قدرى مىخواهد راه رفته باشد . صاحبى ايلچى از ديدن او و اين طريق ، بىساختهگى به راه رفتن و شب هنگام بدون اطلاع خلق به خانهء خود آمدن حيرت نمودند و پادشاه از آن راه عبور نمود . هركس كه به او مىرسيد به آئين خود كلاه برداشته تعارف مىكرد ، و او هم با هر كس برخورد نمىنمود ، تا اينكه معاودت به خانهء خود نمود . چون فيما بين تمامى يوروپ از فرانسه و اروس و انگريز و پروس و سايرين عهدى و دوستى واقع شده بود كه تمامى با يكديگر يك جهت و متحد باشند ، و ناپليان هم از ميان برداشته شده بود ، و قرال قديم فرانسه را از انگريز آورده در پاريس پادشاه كرده بودند . به جهت شاديانهء اين وقايع ، همين روز به حكم پادشاه ذيجاه ، يكصد و يك توپ در شهر پتربورغ انداختند و مردم به عزت و شادى مشغول بودند . صاحبى ايلچى را نيز در اين روز بهجهت ورود پادشاه ، سرورى در خاطر راه يافته بود . و آن روز را بخوشوقتى به شب رسانيدند . يوم جمعهء سيزدهم لغايت جمعهء بيستم : تفصيل امورات وقوعى اين است كه يك روز ، ده طاقهء شال وسط ، و يكهزار تومان وجه نقد ، به سيد كاظم ، تاجر گيلانى داده شد و موازى ده طاقهء شال رضائى دور بوته و سلسلهء فرد اعلا از مشار اليه گرفته شد كه ضميمهء هداياى پادشاهى شده باشد . روز ديگر به علت وفور سردى هوا و كثرت برف و يخ صاحبى ايلچى قدغن نمودند كه بهجهت هر يك فيلها يكزوج چكمه « 1 » دوخته و سرانجام كرده باشند كه هنگام بردن هدايا و فيلها از شدت سرما آسيبى به آنها برسد . روز ديگر پرنس ليوجين ، از جانب پادشاه ، نزد صاحبى ايلچى آمده ، حالپرسى كرده ، و نويد بسيار در باب محبت پادشاه نسبت به صاحبى داد و قدرى صحبت داشته ، به منزل خود رفت . ديگر اين روزها ، مكرر بزرگان روس و انگريز نزد صاحبى ايلچى ، بسيار آمد و شد مىنمايند و امر ديگر واقع نبوده كه تحرير آن لازم باشد . يوم شنبهء بيست و يكم : بعد از ناهار « 2 » گرافنسلرود ، وزير پادشاه ، بهديدن صاحبى ايلچى آمده و از جانب پادشاه پيغامات متعارفانه و تواضعات مشفقانه آورده و اقسام دلجوئى و تعارفات رسمى كرده بعد مذكور نمود كه چون فردا كه يوم يكشنبه است عيد كبير پادشاه ماست ، و شب جميع بزرگان و اعزه و اعيان و ايلچيان تمام يوروپ
--> ( 1 ) - مج : كليچه . ( 2 ) - متن : نهار .