ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
234
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
كه در پتربورغ مىباشند ، در خانهء پادشاه موعود هستند ، پادشاه را از وفور رأفت و محبت با شما منظور اين است كه اين شب ، شما هم به رسم تبديل به خانهء پادشاه آمده باشيد و موعود باشيد و پادشاه را ملاقات نمائيد . بعد از اين فقرات يك هفتهء ديگر پادشاه حكم خواهد فرمود كه شما روانهء خارج شهر پتربورغ گرديده باشيد و مجددا با اساس و دستگاه استقبال و عزت و احترام هر چه تمامتر ، به شهر پتربورغ ، داخل شده باشيد ، و با اساس تمام به دربار پادشاهى آمده باشيد . صاحبى ايلچى نظر به اظهار رأفت و محبت پادشاهى قبول نموده ، وعده دادند گراف نسلرود وزير از قبول اين مطلب خوشنود گرديده ، به دربار پادشاهى معاودت نمود . بعد از ساعتى لاردكلرك ايلچى بزرگ دولت انگريز از جانب پادشاه نزد صاحبى ايلچى آمده و بهعلت قبول امر مذكور بسيار اظهار رضامندى و خوشنودى پادشاه را از صاحبى ايلچى نموده و صحبت بسيار از هر مقوله داشته به منزل خود رفت . بعد چند نفر ديگر از بزرگان روس به تواتر آمده هر يك مذكور نمودند كه پادشاه بسيار از شما راضى و خوشنود گرديده ، و اين طريق وعده خواستن او به خانهء خود و قبول كردن شما بسيار بهجا و به موقع اتفاق افتاده و مزيد محبت و رأفت او نسبت به شما خواهد شد . يوم يكشنبهء بيست و دويم : كه عيد كبير پادشاه بود بعد از ناهار « 1 » صاحبى ايلچى قدرى گردش در منزل نموده و پارهاى مطالعهء كتاب كرده ، قليلى از شام گذشته به وضعى كه شايست و بايست خود را آراسته گردانيدند . مهمانداران آمدند با اتفاق آنها و همراهى همراهان و چند نفر ايتام سوار گرديده ، به خانهء پادشاه رفتند ، درب خانهء پادشاهى كه رسيدند ، جمعى از خدمتكاران سراى پادشاهى شمعهاى كافورى در دست گرفته سر راه آمدند . تا اينكه از پلهاى چند گذشته داخل خانه شديم . جميع كثيرى از بزرگان و اعزه و اعيان و باشيان به رسم استقبال ، سر راه صاحبى ايلچى آمده لوازم عزت و احترام بهجاى آوردند و همهجا در اطراف صاحبى ايلچى مىرفتند ، تا داخل اوطاقى از خلوتهاى پادشاهى شدند . چون پادشاه خود تنها در اوطاقى جنب همين اطاق مىبود ، بهقدر سه چهار دقيقه ، صاحبى ايلچى در اينجا توقف نمودند . درب اوطاق باز شد ، نسلرود وزير و بزرگانى كه بودند به صاحبى ايلچى اظهار نمودند كه داخل شويد . صاحبى ايلچى داخل شدند ، پادشاه تنها در آنجا ايستاده بود . واحد ديگر در آنجا نبود و داخل نشد ، صاحبى ايلچى كه شرفياب شدند ، لوازم تعظيم و تكريم بجا آوردند . پادشاه قدرى پيش آمده دست صاحبى ايلچى را به دست خود گرفته ، به زبان انگريزى ابتدا در مقام استفسار صحت ذات همايون صفات شاهنشاه عالمپناه و نواب اشرف و الا برآمده صاحبى ايلچى به وضعى كه لازم مىدانست جواب بيان كرده ، بعد پادشاه به صاحبى ايلچى فرمود كه البته اين معنى بر پادشاه جمجاه ايران ظاهر است كه باعث دعوا و منازعه با دولت ايران ما نبودهايم و در عهد پدر من آغاز منازعه شد ، و حضرات گرجى باعث شدند ، و ما هميشه طالب دوستى و اتحاد با آن دولت بوديم . صاحبى ايلچى جواب عرض كرد كه لله الحمد
--> ( 1 ) - متن : نهار .