ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

229

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

به حكم مادر پادشاه جمع كرده به اين خانه مىآورند و خرج و اخراجات و مطلق ما يحتاج به آنها مىدهند كه آنها تكدى ننمايند و ويلان و سرگردان نباشند . و آنها نيز خدمتكار و اسباب و اثاث « 1 » و جا و مكان و سرپرستان علىحده « 2 » دارند كه به همين شغل و خدمت مشغول مىباشند و اجرت و مواجب و خرج گرفته به اين امر قيام مىنمايند . الحق مادر اين پادشاه ، زن مخيريست و به آئين خود باعث بسيار بناهاى خير و امورات كليه در ميان طايفهء روسيه شده است و آبادى بسيار مكان‌ها را او باعث است و اخراجات بسيار مىنمايد . خلاصه بعد از ملاحظهء تمامى اينجا و مكان‌ها ، اشخاصيكه در آنجا بودند لوازم تعارف بجاى آورده ، صاحبى ايلچى معاودت به منزل كردند . چون مشخص شده بود كه مادر پادشاه ، آن روز در آنجا بود و آن زن صاحب اختيار آنجا از جانب او بسيار تعارفات و عزت و احترامات كرد ، بعد از ورود به منزل صاحبى ايلچى يك طاقهء شال رضائى طوسى ، به رسم تكلف به جهت او فرستادند . بعد از رسيدن شال بسيار اظهار امتنان كرده و بازيافت نموده بود . يوم يكشنبهء بيست و چهارم : امريكه اظهار آن لازم باشد واقع نبود . و بطريق ساير ايام در منزل توقف و روز به شب رسيد . يوم دوشنبهء بيست و پنجم : به اصرار مهمانداران ، با همراهان ، بتماشاى خانه‌اى كه در اين شهر پتربورغ به‌جهت وضع حمل و تربيت اطفال حرامزاده ، ترتيب داده ، بودند رفتيم . اين خانه و وضع و اساس و دايه‌ها و خدمتكاران و عمله‌جات و ساير ضروريات به طريق خانه‌اى كه در مسكو به‌جهت اطفال حرامزاده ترتيب شده و كيفيت آن در ايام توقف در مسكو به تفصيل تمام تحرير شده است ، مىبود . و به همان آئين و همان دستور ، اطفال حرامزاده را در اينجا جمع مىنمايند و هر زن حامله مىرود و در آنجا وضع حمل مىكند و آن دايه‌ها و عمله‌جات طفل را گرفته سرپرستى مىنمايند و تربيت مىكنند و اقسام حرفه و كمالاتى كه شايد و بايد [ به او ] مىآموزند تا هنگاميكه قرارداد نموده‌اند مرخص مىنمايند كه بهرجا خواهند بروند و بهر شغل كه خواسته باشند مشغول شوند و اخراجات و مطلق ضروريات به همه جهت از سركار مادر پادشاه داده مىشود و مغايرت چندانى با خانهء مسكو ندارد . جمعيت معقولى از اطفال كوچك شيرخواره ، و بزرگتر و پنج شش ساله ، الى پانزده شانزده ساله ، و دايه‌ها و عمله‌جات و معلم‌ها و استادها ، در اين خانه نيز بودند و اطفال كه به حد تكليف رسيده بودند ، از دختر و پسر هر يك را به حرفه‌اى از مقولهء نقاشى و خواندن درس و مشق و خياطى و زردوزى و چكمه‌دوزى و غيره در هر مكان مشغول داشتند و تربيت مىكردند . و از اتفاقات غريبه اينكه در شب پيش از اين روز ، بيست و پنج نفر زن و دختر در آنجا رفته و بيست و پنج طفل از خود وضع حمل كرده و به دايه‌ها داده بودند . و به مكانهاى خود معاودت نموده بودند ، و همان اطفال نزد دايه‌ها بودند بعد از ملاحظهء آنها صاحبى ايلچى ، به كنار رودخانه رفته در آنجا

--> ( 1 ) - متن : اساس . ( 2 ) - علاحده .