ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

228

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

اسباب و اثاث « 1 » نجوم و علوم رياضى از مقولهء اسطرلاب « 2 » و كره و ساير ضروريات در آنجا گذاشته بودند كه دختران را در آن مكان آورده ، درس نجوم مىدادند . در اينجا كاسه‌پشت « 3 » بزرگى كه به قدر گاوى به نظر مىآمد ! مرده و خشك - شده در گوشه‌اى گذاشته بودند . در اين مكان‌ها كه مىرفتيم بزرگان و معلمان كه بودند ، تعارفات رسمى و عزت و احترامات بسيار مىكردند . چنين فهميده مىشد كه چون مادر پادشاه هم در اين خانه ، اين روز آمده كه در جزو ما را تماشا نمايد به آنها حكم مىنمايد كه در مراتب احترام سعى تمام به عمل آورده باشند . بهرحال وصف اين خانه و تربيت كردن دخترها و آموختن كمالات آنها از حد تحرير و بيان بيرون است . و از قراريكه مشخص و معين شد بالفعل يكهزار و ششصد نفر دختر بزرگ و كوچك و معلم و مربى و عمله در اين خانه مىباشند كه به قدر پانصد دختر از آن جمله ، دختران بزرگان و اعيان آنها هستند و باقى از اشخاص پدركشته و ساير خلق مىباشند كه در آنجا تربيت مىشوند و قاعده اين است كه از هنگاميكه آنها را به اين خانه مىآورند الى مدت پنج سال شش سال به هيچوجه من الوجوه ديگر از آن خانه آمدوشد به جائى نمىكنند و بيرون نمىروند . بعد از اينكه هر يك به قدر مرتبه و استعداد خود از هر چيز مكمل شدند ، اگر خواسته باشند از آنجا بيرون روند يا شوهر كرده باشند موقوف به حكم و استحضار مادر پادشاه است . چراكه مؤسس اين اساس و اين خانه و اين طريق قانون‌ها ، تمامى اوست و اخراجات و خوراك و پوشاك و گذران و مواجب عمله‌جات و يوميهء معلمها و خرج ناخوشى و مطلق ضروريات ، آنچه بهر اسم و رسم در اين خانه ضرور و لازم باشد ، تمام از سركار مادر پادشاه در همهء مدت توقف آنها داده مىشود ، تا آنها مكمل از هر چيز بشوند ، بعد از تكميل اگر خواسته باشند رفته شوهر كرده باشند ، با اطلاع او رفته شوهر مىكنند و هر گاه نخواهند بروند در همان خانه معلم اطفال و دخترهاى ديگر مىشوند و توقف مىنمايند . علاوه بر اينها هر يك از اين دخترها كه حرفه [ اى ] از مقولهء زردوزى و نقاشى و كارگاه گلدوزى و ساير صنعت‌ها بهم برسانند و مشغول باشند اجرت علىحده « 4 » كه دخل به اخراجات ندارد به آنها مىدهند : و ماه‌بماه آنها ذخيره مىكنند ، كه اگر روزى خواسته باشند بيرون روند و شوهر بكنند ، تنخواه معقولى از خود داشته باشند . و معلم كل و صاحب اختيار جميع اين دخترها ، و عمله‌جات اين خانه زنى است كامل كه نام او اولى يانه‌فد زونه‌فان اولربرخ مىباشد و از جانب مادر پادشاه به جميع امرونهى و امورات اين خانه مأمور است و نشان جنرالى از پادشاه دارد و به گردن خود بسته است . در هر جا و هر مكان كه صاحبى ايلچى و همراهان مىرفتند ، او همراه بود ، و همه جا را نشان به ما مىداد . و خلقى كه بودند او را احترام بسيار مىنمودند ، تا اينكه به همراهى او جميع مكان‌هاى اين خانه را گردش نموديم . به چند مكان و اوطاق‌هاى ديگر رسيديم كه وضع آنجا پست‌تر از آنچه ديديم بود . مشخص شد كه اين مكان‌ها مكانى است كه زنان بىشوهر و پير « 5 » زنان بىكس و بىكار دربدر ، كه در اين شهر مىباشند

--> ( 1 ) - متن : اساس . ( 2 ) - استرلاب . ( 3 ) - متن : كاسه پشتى . ( 4 ) - علاحده . ( 5 ) - متن : پيره .