ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
222
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
تكلف به جهت او فرستادند . مشار اليه خود در شب ديگر خدمت صاحبى ايلچى آمد ، اظهار امتنان زياد كرد . ديگر در اين روزها بسيارى از بزرگان روس از مقوله برادران كراويج و جنرال - هاى ديگر كه در سرحد ايران آمده بودند ، و غير آنها به ديدن صاحبى ايلچى آمدند ، و اظهار دوستى و تعارف بسيار مىكردند و اين روزها به طريق ساير ايام مىگذشت . يوم يكشنبهء هفدهم : بعد از صرف ناهار « 1 » مهمانداران خدمت صاحب ايلچى آمده ، اظهار كردند كه در مكانى چندين نفر زن و مرد و اطفال لال و كر هستند كه معلمها بهجهت آنها تعيين كردهاند و آنها را تربيت مىنمايند ، ديدن آنها خالى از تماشائى نيست . صاحبى ايلچى با همراهان و مهمانداران به آن مكان رفتند . خانهايست بسيار وسيع و بزرگ ، عمارات دو سه طبقهء بسيار دارد ، كه هر اوطاق و هر مكان آن مختص امرى و شغلى مىباشد . جمعى مردان و زنان از اهالى فرانسه و ساير يوروپ را در آنجا به جهت تعليم و تعلم و تربيت آنها تعيين كردهاند ، و به قدر چهل پنجاه نفر مرد و زن و اطفال ذكور و اناث لال و كر ، را در آنجا جمع كردهاند و عملهجاتى به جهت جميع خدمات و امورات آنها نيز مهيا كردهاند ، كه متوجه اكل و شرب و گذران آنها مىشوند ، و آنها را خط و سواد و زردوزى و بعضى را به چكمهدوزى و صحافى و پارهء حرفههاى ديگر مىآموزند و اخراجات آنها من جميع الجهات و مواجب معلمها و عملهجات و جميع ما يحتاج از مادر پادشاه به اينها داده مىشود . اين خانه متعلق به مادر پادشاه مىباشد و متكفل احوال آنها مىشود ، تا اينكه آنها به سرحد كمال مىرسند و آنچه بايد بشوند مىشوند . آنوقت زنان و مردان و دختران و پسران هر يك كه يكديگر را خواسته باشند ، آنها را به هم مىدهند . از غرايب اين است كه مذكور مىنمودند كه بعضى از اولاد آنها به طريق پدر و مادر لال و كر مىشوند اما از آنهائى كه در آنجا بودند از مرد و زن و اطفال ، ذهن و دانشمندى ظاهر مىشد كه تعجب كلى داشت . از جمله ، در حين ورود صاحبى ايلچى و ملاحظهء احوال آنها ، معلم بزرگ ايشان كه مرد كاملى بود و از اهل فرانسه است . زن - پسرى از آن لال و كرها را به اشارهء انگشت نزد خود طلبيده و به اشاره تحقيق كرد كه اين بزرگ كيست ؟ آنها به خط اروس در كمال خوبى و چابكى در روى پارچه تختهاى نوشتند كه ايلچى بزرگ دولت عليهء ايران ميرزا ابو الحسن خان است . و ديگر تحقيقات غريبه از مقولهء حسابها و برآوردها و امورات كليه از آنها مىكرد . آنها در نهايت جلدى و چابكى ، جواب مطابق سئوال مىنوشتند ، و مىدادند . مثلا مىگفت ، چند هزار ذرع فلان پارچه ، ذرعى فلان قيمت ، چند مىشود ؟ يا چند هزار نفر آدم را هر نفرى فلان قدر وجه بدهند چند مىشود ؟ دفعى برآورده كرده ، مىنوشتند ، و مىدادند . ديگر دختران چند ، در سر كارگاهها به زردوزى و چيزهاى ديگر مشغول بودند . ديگر مردها و اطفال هر يك مشغول حرفه و كسبى بودند . قدرى ملاحظهء احوال هر يك را نموده و با آنها صحبت داشتيم و از آنجا معاودت به منزل نموديم .
--> ( 1 ) - متن : نهار