ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

220

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

در بعضى صنايع و حرفه‌ها مهارت كلى داشت مىنموديم . در آخر يوم پنجشنبه . امورات او را صورت داده و تمامى نوشتجات را تسليم او كرده ، و صاحبى ايلچى مبلغى معين از خود داده باشت‌برد مرخصى به جهت او گرفته ، تسليم او نمودند . و او را روانهء دولت عليه ساختند . ديگر امرى در اين روزها واقع نبود . يوم جمعهء بيست و سيم : بعد از صرف ناهار « 1 » اوروف كه از جملهء دوستان صاحبى ايلچى و معتبرين دولت روس بود ، به ديدن آمده ، خدمت صاحبى مذكور نمود كه شرحى از گراف نسل‌رود وزير به من رسيده كه پادشاه ذيجاه روس به‌عنوان جزم « 2 » يك ماه ديگر وارد پتربورغ مىشود ، و من كه نسل رودم به محض ورود به آنجا يكسر به منزل ايلچى بزرگ دولت عليهء ايران به ديدن مىروم . بايد تو كه اوروف مىباشى در خدمت ايلچى رفته سلام و دعاى مرا برسانى و اظهار شوق و دوستى و اتحاد زياد از جانب من به ايشان كرده باشى . بعد از بيان اين فقرات صاحبى ايلچى را از مژدهء آمدن پادشاه و اظهار محبت وزير سرورى به خاطر راه يافته ، با اوروف اظهار رضامندى و خصوصيت بسيار نمودند و او به منزل خود رفت و آن روز به طريق ساير روزها در منزل گذشت . يوم شنبهء بيست و چهارم و يكشنبهء بيست و پنجم : امرى واقع نبود و به علت تصرف هوا اندك ناخوشى در مزاج صاحبى ايلچى راه يافته بود . يوم دوشنبهء بيست و ششم : بعد از ناهار « 1 » شخص انگريزى كه استاد كارخانه‌جات توپ‌سازى مىبود ، خدمت صاحبى ايلچى آمده ، نمونه‌اى از آهن به تركيب چرخ و دستگاه تراشيدن توپ ، و مداخل كردن ، و گوشه‌ها به‌جهت توپ قرار دادن ساخته بود و آورده بود ، كه صاحبى ايلچى ابتياع نموده ، ارسال ايران نمايند ، كه از آن‌رو چرخ و دستگاه ساخته باشند . با وجود اينكه ، به‌قدر دو سه من آهن آلات و اسباب آن « 3 » بيشتر نبود ، دويست تومان قيمت مىنمود . از آن غريبتر اينكه چند يوم قبل از آن ، در پارچهء كاغذى نقشهء كارخانه‌جات توپ‌سازى را كشيده ، خدمت ايلچى آورده بود . صاحبى ايلچى آن نقشه را به مصحوب محمد على بيك انفاد حضور نايب السلطنه و وليعهد دولت عليهء ايران نموده بودند . مبلغ بيست تومان قيمت آن را مطالبه كرد ، و بازيافت نمود . جمعى از اهل انگريز و اروس از اين نقل مطلع گرديده ، و در مقام طعن و لعن او برآمدند . و مذكور مىنمودند كه اين صفحهء كاغذ پنج هزار دينار گنجايش نداشت كه اين شخص از راه بىشرمى و بيمروتى برآمده ، بيست تومان گرفت . اصل مطلب اين است كه از خلق يوروپ خلقى كاذب‌تر و بىمروت‌تر و بىحقوق‌تر در هيچ‌جاى عالم به هم نمىرسد . بارى در اين شب ، صاحبى ايلچى مجدد به بازديد ، پرنس ليوجين كه چند شب قبل از اين در منزل ما موعود بود رفتند . به ورود آنجا ، مشار اليه انواع و اقسام احترام كرده بود . و نويد بسيار داده بود ، كه هنگام نزول پادشاه قريب است و من در كار شما چنين و چنان خواهم كرد . بعد از زمانى از آنجا معاودت كرده استراحت نمودند .

--> ( 1 ) - متن : نهار ( 2 ) - جزم - قطع كردن ، بريدن استوار كردن عزم كردن اجراى كارى بىترديد . فرهنگ معين ( 3 ) - متن : او