ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
219
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
يوم يكشنبهء هيجدهم : صبح بعد از صرف ناهار « 1 » مشخص شد كه يك نفر تاتار ، آدم لاردوالپول از ايران وارد پتربورغ گرديده و فرامين و ارقام و نوشتجات به انضمام سه هزار تومان شال و مرواريد به جهت مصارف به جهت صاحبى ايلچى آورده ، آدمى تعيين نمودند كه رفته مشاراليه را به منزل آورده باشد . بعد از آمدن او و گشودن بسته ، نوشتجات فرمان همايون شاهنشاهى در باب مرحمت نشان مرصع بهجهت صاحبى ايلچى زيارت شده ، صاحبى از اين معنى شكرگذارى و بدعاى دوام دولت ابدمدت قاهره مشغول شدند . بعد لورت هر پس نام ايلچى امريكا كه در دولت روس مقيم است ، به ديدن صاحبى آمده ، راه و رسم دوستى و تعارف بسيار بهجاى آورده ، بعد از زمانى به منزل خود رفت . صاحبى ايلچى به رسم بازديد و خانهء سردار ، رومنرف وزير كه چند يوم قبل به ديدن [ او ] آمده بود رفتند . به ورود آنجا مشاراليه در سر راه آمده ، لوازم عزت و احترام به جاى آورده ، داخل خانه شدند . خانه و اثاث « 2 » و دستگاه و اسباب به آئين روس ، از او ملاحظه شد ، كه تا اين روز از هيچيك اهل روس ملاحظه نشده بود . خود او هم در دانشمندى و آگاهى از همهجا ترجيح بهمهء خلق روس داشت . در بين صحبت و گفتگو ضمنا مىرسيد كه بسيار تمناى ايلچى شدن و روانه گرديدن به دولت عليهء ايران را دارد . صاحبى ايلچى قدرى در آنجا نشسته با يكديگر از هر جا و هر مقوله صحبت داشته ، معاودت به منزل نمودند . مجددا تاتار [ ى ] كه از ايران آمده بود وارد ، شال و مرواريد آوردهء خود را تسليم نمود . و صاحبى ايلچى مشغول مطالعهء نوشتجات شدند ، و آن روز به اين طريق گذشت . يوم دوشنبهء نوزدهم : بعد از صرف ناهار « 1 » پرنس ليوجين كه اعظم بزرگان ، و از دوستان صاحبى ايلچى مىباشد ، به ديدن آمده از صاحبى درخواست نمود كه اسبهاى هدايا را ملاحظه نمايد . به اتفاق در اصطبل رفته ، اسبها را ملاحظه و هر يك را تعريفات بسيار نمود . بعد خواهش كرد كه اسبان صاحبى را نيز ديده باشد . آنها را آورده به ملاحظه او رسانيدند . يك رأس از آن جمله را تعريفات زياد از حد نمود ، و الحق گنجايش تعريف هم داشت . صاحبى ايلچى همان را به او بخشيده ، و با اسباب به خانهء او فرستادند . مشار اليه از اين معنى بسيار خوشنود گرديد ، اظهار امتنان بسيار كرده و قرارداد نمود كه شب به منزل صاحبى آمده ، غذا صرف نموده باشد ، و به منزل خود رفت ، بعد لاردوالپول به ديدن آمده ، چون اين روزها عازم لندن بود . نامه و فرامين و نوشتجات كه از دولت عليهء ايران به جهت امناى دولت انگريز ، و سرگور اوزلى فرستاده بودند . تسليم او نمودند كه به اتفاق خود برده باشد و به منزل خود رفت . ديگر امرى واقع نبود و آن روز نيز به شب رسيد . يوم سهشنبهء بيستم لغايت پنجشنبهء بيست و دويم : اوقات صرف تحرير عرايض و نوشتجات مرسولى به دولت عليهء ايران و روانهء كردن مستر چرل اونيم انگريز ، كه
--> ( 1 ) - متن : نهار ( 2 ) - متن : اساس